ساعدپور، کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل گفت: جریان مقاومت تاکنون در مقابل تهاجم نظام سلطه با برنامه ایستاده و محکم دست رد به سینه آن‌ها زده و در هر جبهه‌ای با ابزار خاص خود به مقابله بر خواسته است.

به گزارش سفیر افلاک، دشمن پیشاپیش تحریم، جریان تحریف حقایق را طراحی کرده است. هدف از تحریم به ستوه آوردن مردم است بطوریکه مردم در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران بایستند و زمانی مردم در مقابل نظام خواهند ایستاد که ذهنشان جابجا شود.

ایفای نقش جابه جا کردن ذهن مردم بر عهده جریان تحریف است و ابزار جابه جایی افکار عمومی و وارونه جلوه دادن حقایق، رسانه‌های نوظهور است و صاحبان این رسانه‌ها، هر رطب و یابس و تر و خشکی را به هم می‌بافند تا ذهن اکثریت راکد و بی‌شکل را به نفع خود شکل دهند.

مگر در جریان کشتی سانچی نگفتند این کشتی در دریای ایذه پهلوگرفته و سپاه، آن را پر از سلاح کرده و روانه کره شمالی کرده و در بین راه دچار مشکل شده است؟ حال‌آنکه ایذه یکی از شهرستان‌های استان خوزستان است که رودخانه مهمی هم ندارد تا چه رسد به دریا! ولی این شایعه دهن به دهن و شبکه به شبکه در میان مردم می‌گشت! اینجاست که استقامت در مقابل این دستگاه‌های تبلیغاتچی ضرورت تام و تمامی پیداکرده است.

جریان مقاومت تاکنون در مقابل تهاجم نظام سلطه با برنامه ایستاده و محکم دست رد به سینه آن‌ها زده و در هر جبهه‌ای با ابزار خاص خود به مقابله بر خواسته است. در جنگ نظامی، مقابله با دشمن با توپ و تانک و … است، جبهه مقاومت برای سدکردن دشمن خط پدافندی تشکیل داده و برای عقب راندن آن، حمله آفندی طراحی کرد. در جنگ اقتصادی و محاصره همه‌جانبه آن، جریان مقاومت در مقابل کمبودها ایستاده و برای برون‌رفت از آن، اقتصاد مقاومتی را تدوین کرد، به‌طوری‌که بانک جهانی به دنیا اعلام کرد که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۰ به ثبات می‌رسد و بدین‌وسیله اعجاب دنیا را برانگیخته است.

البته برای اینکه مردم بیش از این دچار آسیب نشوند باید برنامه‌های اورژانسی و کوتاه‌مدت اجرا شود که سران سه قوه در این زمینه برنامه دارند و در آینده نزدیک مردم نتیجه آن را خواهند دید.

در جنگ نرم، استقامت در مقابل تحریف حقایق است. دشمن طی یک عملیات روانی حساب‌شده به ذهن و مغز افراد حمله و سعی می‌کند ذهن افراد ساده و عوام را جابجا و حقایق را وارونه جلوه دهد. جریان تحریف نقش ستون پنجم جریان تحریم را ایفا می‌کند و انسان اگر صحنه دستبرد را دقیقاً رصد کند، به‌راحتی به این جمع‌بندی می‌رسد که جریان تحریف پشتوانه منطقی ندارد و در مقابل منطق پولادین جریان مقاومت، تاب‌وتوان خود را از دست می‌دهد و درواقع دست تحریف گران خالی است.

منتها باید حرف‌های بی مبنا و منطق کارگردانان جریان تحریف را بی‌جواب نگذاشت و الا ذهن‌های خالی و ساده پذیرای کالاهای بن جل و قلابی آن‌ها خواهد شد. از باب نمونه دو سوژه تبلیغاتی آن‌ها را بیان می‌کنیم تا پوچی منطق آن‌ها آشکارتر شود:

۱- آن‌ها می‌گویند مشکل اساسی ما اقتصاد است و واقعاً مردم در این زمینه در مضیقه شدید هستند؛ و باید این مشکل را حل کرد و راه منحصربه‌فرد این مشکل، مذاکره با آمریکا است. چون آن‌ها دارای یک اقتصاد قوی هستند و قادرند مشکل ما را حل کنند!

جریان مقاومت می‌گوید ما با شما در چند مرحله شریکیم؛ اینکه مشکل عمده ما مسائل اقتصادی است حرف درستی ست و در اینکه با تمام توان باید این مشکل را حل کنیم اتفاق‌نظر داریم، ولی از این به بعد راه ما از شما جدا می‌شود؛ شما تنها راه‌حل مشکل را مذاکره با آمریکا می‌دانید و حال‌آنکه تجربه نشان می‌دهد این راه‌حل جواب نمی‌دهد، به خاطر اینکه در جریان برجام مذاکره کردیم و به توافق رسیدیم ولی آمریکایی‌ها در مرئی و منظر جهانیان زیر قاعده بازی زده و چند سال وقت ما را بی‌خودی تلف کردند؛ و حالا اگر دوباره تن به مذاکره بدهیم، مورد توبیخ عقلای عالم قرار خواهیم گرفت و به ما خواهند گفت: «آزموده را آزمودن خطاست» و هیچ عاقلی حاضر نیست دست به این حماقت آشکار بزند و راه منحصربه‌فرد مشکلات اقتصادی را مذاکره با دشمن لجوج مغروری که خالی از منش انسانیت است بداند و حال اینکه پیاده کردنِ نیم بندِ اقتصاد مقاومتی، بانک جهانی را به اعجاب وا می‌دارد. علاوه بر اقتصاد مقاومتی، رویکرد حساب‌شده به شرق، دست طرار دشمن را بازخواهد کرد. آیا در مقابل این منطق محکم، قدرت تقابل وجود دارد؟ اگر دارد بسم‌الله، این گوی و این میدان!

۲- جریان تحریف در گوش مردم ساده می‌خواند که چه لزومی دارد ما مسائل موشکی را به این حد برسانیم و قادر باشیم ایتالیا را بزنیم و در آینده نزدیک شرق آمریکا را با موشک‌های قاره‌پیما تهدید کنیم و دشمن را عصبانی کنیم؟ اگر این شبهه‌ی عنکبوتی در شبکه‌های اجتماعی بی‌جواب نمایش داده شود، مثل کشتی دریای ایذه موردپذیرش خیلی‌ها قرار خواهد گرفت.

در مقابل، جریان مقاومت می‌گوید ما تاریخ را پیش روداریم و به‌عنوان یک آیینه شفاف به آن نگاه و حقایق را به‌روشنی دریافت می‌کنیم، می‌بینیم ژاپن فاقد سلاح بازدارنده بود که هیروشیما و ناکازاکی اش با بمب اتم آمریکا پودر شد، کویت فاقد سلاح بازدارنده بود که عراق یک‌روزه آن را اشغال کرد، خود عراق نسبت به آمریکا فاقد سلاح بازدارنده بود که محل تاخت‌وتاز آمریکایی‌ها شد و … .

ما نیز اگر دارای سلاح‌های بازدارنده نمی‌بودیم، الآن خیابان‌های تهران، محل عربده‌کشی یانگی‌های وحشی آمریکایی قرار می‌گرفت. عقل اقتضاء می‌کند عکس خواسته‌های دشمن عمل شود و در حد وسع، توان نظامی خود را بالا ببریم. عقلای عالم دریافته‌اند که این قدرت بازدارندگی جمهوری است که پهباد فوق مدرن آمریکا را پایین می‌آورد و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، پادگان عین الاسد توسط موشک‌های نقطه زن ایران شخم زده می‌شود و آمریکا هیچ غلطی نمی‌کند، پنج کشتی حامل بنزین با پرچم جمهوری اسلامی راهی حیاط‌خلوت آمریکا یعنی ونزوئلا می‌شود و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، موشک‌های ایران دورتادور اسرائیل غاصب را فرامی‌گیرد و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و … .

آیا کسی حاضر است در مقابل این چاقوکش یانکی بی‌منطق با دست خود، خود را خلع سلاح کند و زانوهای این‌ها را روی شاه رگ خود حس کند و نتواند نفس بکشد و هرچه بگوید نمی‌توانم نفس بکشم گوش شنوایی نباشد؟ آیا در مقابل این منطق محکم کسی توانایی مقابله را دارد؟ اگر دارد بسم‌الله، این گوی و این میدان!

پیام واقعی این یادداشت، این است که جبهه مقاومت فرهنگیِ نیروهای انقلابی، این شبهه‌های واهی و بی‌بنیاد را بی‌جواب نگذارند و اجازه ندهند ذهن افراد ساده را جابه جا کنند و به‌راحتی آن‌ها را حَمَله و عَمَله ی بی جیره و مواجب خود قرار دهند؛ و به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی جای شهید و جلاد را عوض کنند و قورباغه‌های مفلوک، در میان مردم ابوعطاء بخوانند.

  • نویسنده : محمدکرم ساعدپور