محمود، ابوالقاسم و محمدنبی باقری، 3 برادر رزمنده از شهرستان ازنا با تاسی از امام حسین(ع) و لبیک به ندای امام(ره) در راه دفاع از اسلام و انقلاب به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.

به گزارش سفیر افلاک، در دوران دفاع مقدس خانواده های زیادی عزیزان خود را در راه انقلاب تقدیم کردند، در برخی از خانواده ها چندین نفر جان خود را در دفاع از وطن تقدیم کردند و برای همیشه تاریخ نام و یادشان در اذهان ماندگار شود.

جوانانی که با حمله دشمن به کشور آرام ننشستند و خود را برای مقابله با متجاوزان اماده کردند، شوق شهادت و روحیه شهادت طلبی سبب شده بود که خیل عظیمی از جوانان ایرانی به سمت جبهه ها راهی شوند.

در آن روزها کم نبودند جوانانی که از یک خانواده با اتحاد راهی نبرد با دشمن شدند، خانواده هایی که چند جوان خود را در راه انقلاب تقدیم کرده اند.

خانواده باقری در شهرستان ازنا سه فرزند خود را در دفاع مقدس تقدیم کردند، نمونه ای است از خانواده هایی که چند فرزند خود را در دوران دفاع مقدس در لبیک به ندای امام(ره) تقدیم کردند.

این خانه بوی بهشت می دهد

وارد خانه شهیدان باقری که می شوی می توانی فضای معنوی را در جای جای خانه ببینی، این خانه بوی بهشت می دهد، قاب عکس هایی از فرزندان شهید که زینت بخش خانه شده اند، عکس هایی که گاه سنگ صبور مادر می شوند، مادری که فرزندان خود را تقدیم کرده حالا وقتی دلش برای پسرانش تنگ می شود همچنان دست نوازش خود را بر قاب عکس دردانه هایش می کشد.

مادر شهیدان باقری در گفت و گو با خبرنگار سفیر افلاک گفت: دانش آموز شهید محمود باقری متولد سال ۱۳۴۲ بود که بارها در جبهه حماسه آفرید و سرانجام سال ۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی درفکه  مفقودالاثر شد و ٨ سال بعد پیکرش در کنار دو برادر دیگرش به آرامش ابدی رسید.

وی افزود: شهید ابوالقاسم باقری متولد سال ۱۳۴۴ بود که دانشجوی رشته زبان فرانسه دانشگاه اصفهان بود که در شلمچه عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید و آزاده و شهید محمد نبی باقری متولد سال ۱۳۴۶ و دانشجوی رشته فیزیک کاربردی دانشگاه صنعتی اصفهان بود که بعد از حضور در عملیات‌های مختلف در جزیره مجنون در پاتک دشمن مجروح با بدنی مجروح به اسارت دشمن بعثی درآمد و در اوج غربت به شهادت رسید و جسدش از قبرستان الکرخ سال ۷۵ به ازنا انتقال یافت و در جوار دو برادر دیگرش آرام گرفت.

نقش بانوان در پشت جبهه ها دیدنی بود

مادر شهیدان باقری با اشاره به نقش بانوان در جنگ تحمیلی گفت: ما نیز پشت جبهه وسیله و مایحتاج رزمندگان را آماده می کردیم و به جبهه ها می فرستادیم و همه سعی می کردند هر آنچه در توان دارند را برای پیروزی ایران در این جنگ به کار بگیرند.

وی بیان کرد: فرزندانم با لبیک به ندای امام راحل راهی جبهه شدند و خداوند نیز به ما صبر داد و درذهنمان  این را تصور می کردیم که اگر الان فرزندانمان به جبهه می روند در آینده  انقلابمان مستحکم تر می شود و با این فکر  بهترین جوانانمان را در راه انقلاب  فرستادیم و راه خدا شهید شدند.

فرزندانم از امام حسین(ع) الگو گرفتند

مادر شهیدان باقری تصریح کرد: هدف فرزندان من امام حسین(ع)بود به آنها نمی گفتیم که به جبهه نروند آنها وظیفه شان را می دانستند و می گفتند که امام(ره) دستور داده است و پایبند انقلاب بودند، البته فرزندانم در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران فعالیت هایی جهت سرنگونی رژیم پهلوی داشتند، کمک به دیگران، دستگیری مستمندان هم مد نظر داشتند و تحصیلاتشان را نیز ادامه می دادند و در مجموع فرزندانمان  بی نظیر و با ایمان بودند و خودشان نیز بسیار به فکر شهادت بودند و بارها به من می‌گفتند که مادر خودت را اذیت نکن این دنیا آخرش هیچ است.

وی با اشاره به دیدار خانواده های شهدا با مقام معظم رهبری افزود: یک بار به دیدار رهبری رفته ایم و بسیار دوست داریم  که باز هم به دیدار ایشان دوباره نائل شویم.

مادر شهیدان باقری اظهار داشت: فرزندانم امانت های خداوند بودند و خدا را شکر می کنیم که در راه خداوند رفتند و به شهادت رسیدند و یکبار  آقای آهنگران در حال خواندن سرود بود و تلویزیون در حال پخش و این سرود را می خوانند،  ای  لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش، در حالی که فرزندانم  تازه از جبهه برای مرخصی  آمده بودند، شهید محمدنبی و شهید ابوالقاسم  گفتند مادر با ما است وبه ما می‌گوید آماده باشید، به آنها گفتم شما که تازه آمده اید اما پاسخ دادند تا آخر می‌خواهیم بایستیم و تا آخر باید ایستاد؛ فرزندانم تا آخر ایستادند و به شهادت رسیدند.

وی بیان کرد: یک شب خواب دیدم  که دریک  بیابان وسیعی که دورش سیم خار دارد گیر افتاده ام و راهی برای بیرون رفتن از آنجا پیدا نمی کنم  در  خواب متوسل شدم  به امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل( ع)  که کمکم کنند اما در خواب دیدم  که از زمین بلند شدم  مثل اینکه، بال دارم  و از آن  میدان محاصره شده بیرون آمدم  همان جا فهمیدم  تعبیر خوابم  اسیر و شهید شدن شهید محمد نبی بود.

پسرانم در لبیک به ندای امام راحل راهی جبهه شدند

در ادامه با پدر شهیدان باقری به گفتگو می پردازیم، پدری که دریایی از صبر را در نگاهش می شد دید.

پدر شهیدان باقری گفت: جنگ که شروع شد آنها وظیفه شان این بود که به جبهه بروند و فرمایش امام راحل را اجرا کردند، آنها هم تحصیل کردند و هم جنگیدند و هر کدام از فرزندانم چندین بار مجروح شدند.

وی افزود: شهید محمود باقری در آستانه گرفتن دیپلم بود و باید به سربازی می رفت  به خاطر جبهه  سربازی  نرفت که در بسیج  ثبت نام کرد و چندین بار مجروح شد ولی دوباره آمد و به جبهه رفت.

پدر شهیدان باقری عنوان کرد: شهید محمد نبی  و شهید ابوالقاسم همیشه باهم بودند و من از رفتارشان می دانستم که  شهید می شوند، شهید ابوالقاسم فعال فرهنگی و معلم قرآن و مربی پرورشی .بود، شهید محمد نبی در کارهای فنی و مهندسی بسیار نخبه و توانمند بودند.

وی گفت: شهید محمد نبی هوش بسیار بالایی داشت و از نخبگان بود از لحاظ ایمانی در سطح بالایی بود و دوست صمیمی شهید حسن جانبزرگی از فرماندهان ازنا بودند و باهم یک هواپیمای کوچک شناسایی طراحی و ساختند که آقای محسن رضایی از آن بازدید و بسیار مورد قبول ایشان واقع شد ولی به دلیل نداشتن امکانات مالی ناتمام ماند.

پدر سه شهید ازنایی تصریح کرد: بعد از شهادت ابوالقاسم، اجازه ندادند که شهید محمد نبی به جبهه برود ایشان به کلاس خطاطی رفت، خط یاد گرفت و ادعیه ها را با خط خودش برای من می نوشت، شهید محمد نبی از دو برادر شهیدش کوچکتر بود اما بسیار باهوش و با معرفت بود و جزء نخبگان بودند که از ابتدا دوست داشت که به اراک برود به راه دوست شهیدش شهید کرمی درس حوزوی بخواند.

وی افزود: سپس به دانشگاه اصفهان رفتند و مدتی در دانشگاه اصفهان بودند وقتی  امام راحل  فرمان داد در هر پستی که هستید به جبهه بروید ایشان دانشگاه را رها کرده و به جبهه رفتند، قبل از اعزام، دوستانش بسیار برای مشورت با محمدنبی درب منزل ما می آمدند  و من هم فکر می کردم که برای مسائل  درسی است  اما برای آخرین بار که می خواست به جبهه اعزام شود  پدرش به تهران رفته بود و منتظر شد  که پدرش بیاید و پدرش را ببیند.

پدر شهیدان باقری اظهار داشت: محمد نبی به جبهه رفت و ۴۰ روز در جبهه بود همرزمانش تعریف می کردند که محمد نبی بسیار آتش به سر دشمن می ریخت و دفاع می کرد، دشمن محاصره شان می کند  و ایشان اسیر می شود.

وی عنوان کرد: شهید محمد نبی را  همچون حضرت موسی ابن جعفر در خاک عراق خاکسپاری کرده بودند که بعد از پایان جنگ پس از چندین سال پیکر مطهرش را به کشور آوردند و در کنار  برادران شهیدش به خاک سپرده شد.

دلتنگی هایی که آرام می گیرد

پدر شهید از زمانی هایی می گوید که دلتنگ فرزندانش می شود، می گوید حضرت یعقوب(ع) پیغمبر بود آنقدر از فراق حضرت یوسف(ع) با اینکه می دانست و علم پیغمبری داشت که حضرت یوسف زنده است گریه کرد که چشمانش نابینا شد حال آن که پیغمبر است به این شکل بوده وای به حال ما و بر دل ما که چه می گذرد.

وی با اشاره به این که یک بار به دیدار رهبری رفته ام گفت: در دیدار با رهبری من می خواستم دست حضرت آقا را ببوسم اما ایشان  نگذاشت و دستم را به دور گردنشان  انداختم و ایشان را  بوسیدم.

پدر سه شهید ازنایی با تاکید بر این که مسئولین با خدمت صادقانه راه شهدا را ادامه دهند، اظهار داشت: از مسئولین انتظارمان این است که کارشان را به درستی انجام بدهند، هر کدام و در هر پستی که هستند باید به کشور و انقلاب خدمت کنند و در راه خدا قدم بردارند و برای خداوند کارشان را درست انجام دهند.

 وی افزود: باید دنبال کارشان  بروند و وظیفه شان را انجام دهند، صادقانه و برای رضای خداوند  کار انجام دهند و همان طور  که شهدا خالصانه و مخلصانه برای خدا جنگیدند و روبروی دشمن ایستادند، مسئولین  ما نیز باید در کشورشان خدمت کنند و پیرو شهدا باشند.

وی بیان کرد: برای پیروزی انقلاب و دفاع مقدس جوانان زیادی جان خود را تقدیم کردند، اگرچه در این سالها دشمنان توطئه ها و تحریم هایی را برای ملت ایران طراحی کرده اند اما ملت ایران مقاوم تر از همیشه ایستاده اند.

انتهای پیام/