پیکر شهید سید جلال هاشمی پس از 37 سال به الیگودرز بازگشت و پدر و مادر پس از سالها دوری پیکر فرزندشان را در آغوش گرفتند.

به گزارش سفیر افلاک، چشم انتظاری بسیار سخت است، در انتظار فرزندی که که هزاران امید و آرزو برایش داشته باشی اما شرایط به گونه ای رقم بخورد تا جوانان و نوجوانان زیادی در دوران دفاع مقدس راهی جبهه ها شوند.

در این جنگ نابرابر بسیاری از رزمندگان شهید و برخی جانباز شدند، برخی هم اسیر شدند و برخی جاویدالاثر و در این میان کم نبودند پدران و مادرانی که سالها چشم انتظار دردانه های خود بودند تا شاید دوباره خبری ازآنها برسد.

پدران و مادران زیادی عمرشان به دنیا نبود و آنقدر چشم انتظار خبری از فرزندشان شدند که با همان چشم انتظاری از دنیا رفتند، خانواده های زیادی هم هنوز با شنیدن هر صدای زنگ در خود را مهیای شنیدن خبری از فرزند می کنند.

شاید این بار خبری از شهیدمان باشد، شاید این بار پیکر فرزندمان به زادگاهش برگردد و این چشم انتظاری پایان یابد.

حالا پس از ۳۷ سال چشم انتظاری پیکر شهید جلال هاشمی به زادگاهش الیگودرز برگشته و به این همه سالها انتظار پدر و مادر پایان دهد.

پدر و مادر شهید افتخار می کنند که فرزندشان در راه اسلام جان خود را تقدیم کرده اما صحبت که می کنند، بغضان رو فرو می برند و آرام آرام اشک می ریزند.

با شنیدن خبر شهادت، به خدا توکل کردم

مادر شهید هاشمی اظهار داشت: شهید هاشمی همیشه کمک حال ما بود و سعی می کرد به خانواده کمک کند، فرزندم مسئولیت پذیر بود.

وی افزود: وقتی متوجه شهادت پسرم شدم، به خدا توکل کردم که با توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار(ع) بتوانم صبورانه تحمل کنم. حالا پسرم پس از ۳۷ سال برگشته و لحظه ای که پیکر او را دیدم گفتم پسرم قدمت سر چشم، به زادگاهت خوش آمدی.

پسرم با لبیک به امام(ره) جان خود را تقدیم کرد

به سراغ پدر شهید می رویم، پدری که صبر را می توان از چهره و چشمانش دید، می گوید: شهید هاشمی در آنها سالها گفت می خواهم جبهه بروم و می گفت اگه جبهه نروم، جواب امام(ره) را چه بدهم، الان وظیفه همه است که در برابر دشمن بایستیم.

وی افزود: زمانی که پسرم شهید شد من در جبهه بودم  و وقتی شنیدم فرزندم شهید شده به خدا توکل کردم و افتخار می کنم که فرزندم در این راه به شهادت رسید.

پدر شهید اظهار داشت: پدران و مادران زیادی هستند که چشم انتظار فرزندان خود هستند که امیدواریم پیکر فرزندانشان برگردد.

روز خداحافظی برادرم را فراموش نمی کنم

برادر شهید هاشمی گفت: زمانی که برادرم جبهه رفت من ۱۲ ساله بودم، آن روز که برادرم راهی جبهه شد هیچگاه فراموش نمی کنم.

وی بیان کرد: آن روز برادرم گفت وقتی از جبهه برگردم هدیه ای برایت می آورم، بعد از مدتی خبر شهادت برادرم رسید و برادرم در راه دفاع از وطن جان خود را تقدیم کرد.

برادر شهید هاشمی تصریح کرد: خوشحالم که برادرم پس از سالها برگشته و چشم انتظاری ها به پایان رسیده است.