محمدکرم ساعدپور نوشت: آقای تاجزاده! امثال شما ثابت کردید که نه به اسلامیت نظام اعتقاد دارید و نه به جمهوریت آن پایبند هستید با درخواست بچه‌گانه حذف اصل مترقی ولایت‌فقیه از قانون اساسی عدم اعتقاد خود را به اسلامیت نظام اعلام کردید.

به گزارش سفیرافلاک، محمدکرم ساعدپور، تحلیلگر مسائل سیاسی و بین‌الملل در یادداشتی در مورد توئیت اخیر مصطفی تاجزاده نوشت:

توئیت تاجزاده که می‌گوید: «ولایت‌فقیه را از قانون اساسی حذف کنید» این بنده را به یاد قسمتی از وصیت‌نامه شهید اسدالله لاجوردی انداخت که عنوان شده: «خدایا تو شاهد باش که مجاهدین انقلاب اسلامی به‌مراتب از منافقین خلق خطرناک‌ترند».

تاجزاده جزء همان طیف از مجاهدین انقلاب اسلامی هستند که نماینده امام (ره) مرحوم کاشانی در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را برنتافتند و علناً گفتند: «سهم سیاسی ما به‌مراتب از ایشان بالاتر است و چرا باید اطاعت کنیم؟»

با این موضع‌گیری خروج از ولایت را در همان سال‌های اول انقلاب در لفافه، اعلام کردند؛ ولی با ترفندهای منافقانه، خود را به شخصیت‌های داخل نظام سنجاق کردند و با تصاحب پست‌ها، مسئولیت‌ها، گرفتن امتیاز روزنامه‌ها و مجلات ضربات خود را بر پیکر انقلاب اسلامی وارد کردند.

به لیدر نهضت آزادی یعنی ابراهیم یزدی، سروش، حسین بشریه و… چسبیدند؛ و با آدرس غلط دادن عقیدتی و سیاسی ذهن خیلی از انسان‌های فطیر و بی‌مایه را جابه‌جا کردند.

باکارهای فرهنگی و سیاسیِ غرب پسند خود می‌خواستند انقلاب اسلامی را از ریل‌گذاری خود منصرف کنند. ولی مقام معظم رهبری و من‌تبع در مقابل آن‌ها ایستاده و رشته پوسیده آن‌ها را پنبه کردند؛ در این یادداشت چند آدرس غلط از این‌ها بیان می‌شود: ۱-آن‌ها انقلاب را تمام‌شده تلقی و تبلیغ می‌کردند و سعی وافر داشتند که جامعه به حالت عادی برگردد و به‌اصطلاح روند «نورمالیزاسیون» را در پیش بگیرند. ولی انقلابیون در رأس حضرت آقا، بر اساس مبانی محکم و متقن خود بیان کردند که روحیه انقلابی، موتور محرک انقلاب است، روحیه انقلابی یعنی روحیه امربه‌معروف و نهی از منکر. روحیه انقلابی یعنی رعایت مرز خودی و غیرخودی، روحیه انقلابی یعنی حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، روحیه انقلابی یعنی، نوکری مردم، روحیه انقلابی یعنی استکبارستیزی، روحیه انقلابی یعنی مبارزه باروحیه اشرافی گری و … این اولاً؛ در ثانی، انقلاب اسلامی سرپلی برای بسترسازی حکومت جهانی امام زمان (عج) است، نمی‌تواند به حالت عادی یعنی سازش با ابرقدرت‌ها برگردد.

۲-آن‌ها باکارهای فرهنگی خود دنبال به‌اصطلاح خودشان «سکولاریزاسیون» یعنی روند سکولار (جدایی دین از سیاست) شدن جامعه بوده و هستند. ولی انقلابیون در رأس مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای بر صفحه سیاسی پرجاذبه ولایت‌فقیه که در غرب به «دی سکولاریسم» یعنی آمیختگی دین و سیاست ترجمه‌شده است، به دنیا معرفی کردند و جبهه مقاومت حول محور این فلسفه سیاسی انسجام پیدا کرد و فلسفه سیاسی لیبرالیستی را که خروجی‌اش ترامپ و صهیونیست کودک کش است را به دنیا معرفی کردند.

۳-این‌ها می‌خواستند به‌دلخواه خود اسلام را عصری کنند در کتاب‌های درسی، آموزشی و سخنرانی‌ها اسلام را بزک کنند که مزاحمتی برای آمریکا و به‌طورکلی نظام سلطه نداشته باشد این‌ها به فرموده امام (ره) مروج اسلام آمریکایی شدند. ولی انقلابیون در رأس امام خامنه‌ای جلو این تحریف خطرناک را گرفتند و بیان کردند که خط امام (ره) این است که عصر را اسلامی کنیم، نه اسلام را عصری و آمریکا پسند؛ و…

در اینجا چند نکته با آقای تاجزاده در میان می‌گذاریم:

الف-آقای تاجزاده! خیلی دیر مافی الضمیر خود را به نیابت از حزب منحله فلوکس نشین، شفاف اعلان کردید. ای‌کاش مثل منافقین خلق که سال ۵۸ به قانون اساسی به خاطر اصل ولایت‌فقیه رأی ندادند موضع‌گیری می‌کردید و به‌عنوان جریان نفوذ این‌قدر به این انقلاب خون‌بار ضربه نمی‌زدید.

شما که به اصل ولایت‌فقیه اعتقاد نداشتید و فاقد التزام عملی به آن بودید چرا مثل حزب توده دم از خط امام (ره) می‌زدید؟ آیا با این درخواست احمقانه یعنی حذف اصل ولایت‌فقیه از قانون اساسی نظر شهید لاجوردی که فرمود: «خدایا تو شاهد باش مجاهدین انقلاب اسلامی از منافقین خلق خطرناک‌تر هستند» تفسیر نشد؟ جهت خطرناک‌تر شدن شما این بود که خیلی دیر از حاکمیت اخراج شدید.

ب- آقای تاجزاده! رئیس‌جمهور نظامی و حزب پادگانی که به‌عنوان آدرس غلط توسط امثال شما مطرح می‌شود که سرنوشت انتخابات ۱۴۰۰ را به نفع خود تغییر دهید نخ‌نما شده است؛ این‌قدر مردم با بصیرت ما را بی‌بصیرت فرض نکنید. مردم ما رأس نظامی‌ها را رسول خدا (ص) و امام علی (ع) می‌دانند. نظامی‌گری برای جامعه ما پرجاذبه است، نظامی‌گری یعنی سربازی و سرافرازی مردم؛ نظامی‌گری یعنی جلو صدام را گرفتن، نظامی‌گری یعنی شر داعش را از سر جهان بشریت کوتاه کردن، نظامی‌گری یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی! ظاهراً شما چشم را به روی تشییع‌جنازه تاریخی شهید حاج قاسم سلیمانی که حاکی از قدردانی، از یک نظامی علی گونه بود بسته‌اید!

ج- آقای تاجزاده! امثال شما ثابت کردید که نه به اسلامیت نظام اعتقاد دارید و نه به جمهوریت آن پایبند هستید با درخواست بچه‌گانه حذف اصل مترقی ولایت‌فقیه از قانون اساسی عدم اعتقاد خود را به اسلامیت نظام اعلام کردید و عدم پایبندی خود به جمهوریت نظام را با حذف آراء مرحوم رفسنجانی از انتخابات مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه تهران توسط شخص عالی‌جناب و راه انداختن فتنه ۸۸ و درخواست ابطال ۴۰ میلیون رأی مردم به اثبات رساندید.

ه-آقای تاجزاده! آمریکا، صهیونیست و منافقین حق‌دارند که از اصل ولایت‌فقیه دل پرخونی داشته باشند، مردم حول محور ولی‌فقیه جمع شده‌اند و طومار ۲۵۰۰ ساله رژیم منحوس پهلوی را جمع و از شر یک نظام ۱۰۰ درصد مستبد و دیکتاتور راحت و دست و پای آمریکا را جمع و از این مملکت پرت کردند. مردم حول محور ولایت‌فقیه جمع شدند و جلوی تهاجم صدام که درواقع تهاجم دو اتحادیه نظامی ناتو و ورشو بود ایستادند و نگذاشتند برای اولین بار یک وجب از خاک ایران به دست بیگانه بیفتد. مردم حول محور ولی‌فقیه جمع شدند و کودتای سال ۷۸ و ۸۸ شمارا باصلابت خنثی کردند که شما به نیابت از نتانیاهو بعضی از مردم را به کف خیابان‌های تهران کشاندید. مردم حول محور ولی‌فقیه جمع شدند جلوی تهاجم و قتل‌عام فرهنگی را سد کردند؛ و مردم حول محور ولی‌فقیه جمع شده‌اند و در یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی، سیاسی و… در مقابل نظام سلطه به‌عنوان عقبه جبهه مقاومت ایستاده‌اند.

پ- آقای تاجزاده! این مردم با بصیرت و خداجو حرف امام (ره) را آویزه گوش خودکرده‌اند که فرمود: «پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد» و وصیت سرباز اسلام یعنی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را از دل‌وجان پذیرفته‌اند که فرموده است: «از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی ولی‌فقیه، خصوصاً این حکیم مظلوم وارسته در دین، فقه، عرفان و معرفت، خامنه‌ای عزیز را؛ عزیزِ جان خود بدانید.»

ت- در آخر آقای تاجزاده! وصیت امام (ره) و شهدا این است که مردم ما پشتیبان ولایت‌فقیه باشند و توصیه پدرانه شما به نیابت از نتانیاهو این است که ما اصل ولایت‌فقیه را از قانون اساسی حذف کنیم. بنده هم به نیابت از مردمی که دلشان درگرو حفظ اسلام و ایران عزیز است به شما می‌گویم بی‌خودی خود را به‌زحمت نیندازید و سرخود را بی‌نتیجه به صخره نکوبید و این صخره به لطف خدای منان با کوبیدن سر امثال شما ترک برنمی‌دارد.

«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست/ عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»

انتهای پیام/