ساعدپور نوشت: نظام مقدس ما که خون مطهری ها، بهشتی ها، رجایی ها، باهنرها، آوینی ها، حاج قاسم سلیمانی ها، حجتی ها و … در راه اهداف والای آن به زمین ریخته شده، صخره ای محکم است که با کوبیدن سر امثال آن واعظ السلاطین آسیبی نمی بیند.

به گزارش سفیرافلاک، کلیپ سخنرانی از محسن کدیور آونور آبی لندن نشین را گوش کردم که به خیال خام خود نظام مقدس جمهوری اسلامی را زیر سوال برده بود؛ او را مصداق بارز واعظ السلاطین یافتم. واعظ السلاطین کسی است که جیره و مواجب را از یک سلطان جور می گیرد و مجیزگو و ثناخوان آن سلطان ظالم می شود، وی با هیئت همراهش در جریان فتنه ۸۸ در لندن برای براندازی نظام جمهوری اسلامی، به اصطلاح اتاق فکر تشکیل دادند و در قبال آن از امکانات پیراستعمار (انگلستان) و سازمان سیا برخوردار شده و در واقع به سخنگوی آنها تبدیل شدند. برای عبرت مردم ابتدا سیر انحراف این هیئت کذایی را به اختصار بیان می کنیم.

۱- آقای سروش که در لندن دانشجو بود و با پوشیدن عبا، ادا و اطوار طلبه ها را در می‌آورد، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جزء ستاد انقلاب فرهنگی شد و در سخنرانی ها دم از خلوص و توانمندی دینی می زد، ولی یواش یواش نقطه زاویه و انحراف او نمایان و قائل به جدایی دین از سیاست شد و وقتی دوباره به لندن برگشت به انکار امام زمان (عج) پرداخت و قرآن را جزء تجربه بشری دانست تا سرانجام به انکار خدای تبارک و تعالی پرداخت و موجب عبرت دیگران قرار گرفت که چگونه احسان طبری لیدر جهان کمونیست که سروش با او مناظره کرد مسلمان و مومن از دنیا رفت، ولی ایشان اگر توبه نکند با بی دینی دنیا را رها خواهد کرد و خوف آن می رود که عبدالکریم سروش به عنوان عبدالرجیم سروش محشور شود.

۲- آقای اکبر گنجی معروف به اکبر پونز از آدم‌های بی مزه و تند بود که اگر کسی اوایل انقلاب بدحجاب بود و یا شلوار لی می‌پوشید، پونز به پیشانی او فرو می‌کرد، ولی او هم غربی شد و کراوات پوشید، همجنس بازی را تائید و زنش کشف حجاب کرد و با هم عکس گرفتند و به عنوان افتخار منتشر کردند.

۳- آقای کدیور در حوزه علمیه درس می خواندند و در فیضیه مباحثه ای گذاشته، شرط کرده بود که هر کسی روزه مستحبی نگیرد و ولایت فقیه را قبول نداشته باشد حرام است که در این مباحثه شرکت کند و طوری گندم نمایی می کرد که بچه های سپاه در دانشکده محلاتی برای او کلاس گذاشتند ولی وقتی متوجه شدند چیزی در چنته ندارد، عذر او را خواستند.

حضرت آیت الله مومن که نماد ایمان و تقوا در حوزه علمیه قم بودند طی یک مصاحبه به مناسبتی فرمودند: «آقای کدیور شاگرد من بود و در فهم مسائل علمی مشکل داشت و همین موجب انحرافش شد» و …

اما آقای کدیور! در جواب مطالبی که در این کلیپ پرت کرده و سند ناآگاهی خود را امضا کرده‌اید می‌پردازم:

الف) گفته‌اید:«در ایران فقیه سالاری به جای مردم سالاری است و کسی از جانب خدا نصب نشده است، فقیه می‌گوید من و مردم می‌گویند ما»

جواب) در ایران ولی فقیه براساس شاخص ایمان و تقوا که باید از مختصات ولی فقیه باشد؛ مطیع و منقاد خدای تعالی است و سعی می کند بندگان خدا را براساس رشد مادی و معنوی اداره و آنها را سالار زمین قرار داده و دست غاصبین را از حاکمیت زمین کوتاه کند. لذا در فلسفه سیاسی و ولایی، فقیه سالاری نداریم، بلکه مردم‌ سالاری دینی- که جمله ای پر جاذبه است و بر اساس فطرت انسان‌ها وضع شده است و دنیا با این نام او را می‌شناسند، داریم. این که گفته اید: «کسی از جانب خدا نصب نشده است» بر اساس چه مبنایی لحیه می جنبانید؟ اگر بر اساس فلسفه سیاسی لیبرالیستیاومانیستی افاضه می کنید، ما مبنای آنها را قبول نداریم، آنها دین و اخلاق و انسانیت را از سیاست جدا می دانند و خروجی این فلسفه سیاسی، ضریب جینی و شکاف طبقاتی سرسام آور و تبعیض نژادی وحشیانه و … است دنیا دیگر تَره ای برای این فلسفه ی سیاسی خورد نمی‌کند، جلیقه زردهای فرانسوی و نهضت وال استریت آمریکا به نمایندگی از تمام توده های مردمی، دست رد به سینه این مرام فرعونی زدند.

و اما بر اساس مبنای فلسفه سیاسی شیعه، حق حاکمیت ازآنِ خدای تعالی است و خدا إعمال حاکمیت را به رسول خدا می سپارد و بر اساس واقعه غدیر، رسول خدا إعمال حاکمیت را به حضرت علی علیه السلام و فرزندانش سپرده و از باب نصب عام، إعمال حاکمیت به ولی فقیه واگذار شده است. ولی در واقع ولایت فقیه حاکمیت ندارد، بلکه فقاهت و عدالت حاکم است. در اسلام انسان خلیفه الله یعنی جانشین خداست و لذا اوامر و نواهی خدا را اجرا می‌کند ولی در فلسفه سیاسی اومانیستی انسان جایگزین خداست و خود را خدا می داند. این انسان همان فرعون مدرن است که گفت: «أنا رَبُّکُمُ الأعلَی» نازعات ۲۴ :«من پروردگار برتر شما هستم» و آنها هم می‌گویند ما خدا هستیم. آقای کدیور! مردم متدین ایران حاکمیت خدا را قبول دارند و حاضر نیستند تن به حاکمیت خدایی مثل شما و سروش و اکبرپونز بدهند. این دودوتا چهارتاست که انسان به حکومت و حاکمیت احتیاج مبرم دارد و الا سر از هرج و مرج و آنارشی درمی آورد. به فرموده علی علیه السلام «لابُدَّ لِلنَّاسِ مِن أمیرٍ بَرٍّ اَو فَاجِرٍ» نهج البلاغه، خطبه ۴۰: «انسان به ناچار باید حاکمی داشته باشد اعم از این که حاکم نیکوکار باشد و یا ظالم». بنابرین ولایت فقیه یعنی حاکمیت فقیه که جانشین خداست، نه حاکمیت انسانی که جایگزین خدا شده و فرعون وار ادعای خدایی می کند و برخوردار از ولایت وقیح و زشت است.آقای واعظ السلاطین! این مردم مزه شیرین حاکمیت ولایت فقیه را چشیده اند و هیچگاه تن به ولایت وقیح نی‌دهند.«آنکه چشید از لب کوثر جام مراد زبان خویشتن از آب شور، تر نکند.»

ب) گفته اید: «مردم این حکومت را قبول ندارند» !

جواب) آقای کدیور! مردمی که علی‌رغم میل قلبی ابرقدرت ها، ۲۲ بهمن ۵۷ را بر جریده ی تاریخ خلق کردند و تا پیروزی انقلاب اسلامی شصت هزار شهید را به تبعیت از امام (ره) تقدیم کردند حکومت را قبول ندارند؟ مردمی که بیش از ۹۸ درصد به این حکومت رأی دادند، این حکومت را قبول ندارند؟ مردمی که در جنگ تحمیلی تنشان در مقابل تانک ها ایستاد و از کشته پُشته ساختند و ابَرقدرت ها را تسلیم اراده های پولادین خود کرده و دویست و پنجاه هزار شهید تقدیم کردند تا این حکومت پابرجا بماند، حکومت را قبول ندارند؟ مردمی که حماسه پرشور ۹ دی را در مقابل فتنه ۸۸ جرج سوروسی شما خلق کردند و دشمنان را به اعتراف واداشتند، این حکومت را قبول ندارند؟ مردمی که زلزله و رستاخیزِ تشییع جنازه شهید حاج قاسم سلیمانی را خلق کردند و قدردانی خود را از یک انسان ولایت مدار و مجاهد فی سبیل الله به دنیا اعلام کردند، این حکومت را قبول ندارند؟ و … ظاهراً خود و چند نفر فسیل و فرسوده و استحاله شده را تمام مردم تلقی می کنید!

لازم است که به نظر آن واعظ السلاطین لُس آنجلسی برسانیم که نیروهای انقلابیِ مسئول که عقبه و پشتوانه مردمی فوق‌العاده ای دارند، خیز برداشته اند که دست رد به سینه دوستان نفوذی شما بزنند و یقه ی این انقلاب خون بار باعظمت را از چنگ کثیف آن ها رها کنند تا زمینه‌ای برای چرندیات امثال شما نماند.

ج) گفته اید: «فقها، ولایت فقیه را قبول ندارند»

 جواب) آقای کدیور! چرا اشعاری سروده اید که توی قافیه اش گیر بیفتید؟ آن فقیهی که ولایت فقیه را قبول ندارد کدام فقیه است؟ آیا مرحوم آیت‌الله ملااحمد نراقی است که در کتاب اوائد الایام، به ولایت مطلقه فقیه قائل است؟ آیا مرحوم صاحب جواهر است که در جلد ۲۱ جواهر قائل به ولایت مطلقه فقیه است؟ لابد مستحضر نیستید که ایشان حتی یک فتوای خلاف مشهور را در کتاب جواهر نیاورده‌اند و اصولاً ایشان تقویت‌کننده قول مشهور هستند و این به روشنی می رساند که ولایت مطلقه فقیه قولی ست که حداقل مشهور علماء برانند. اگر علمای عصر را می گویید که در رأس آنها مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است که ولایت مطلقه فقیه را قبول دارد. ما نمی دانیم این علمای مورد نظر شما چه کسانی هستند که کسی آنها را نمی شناسد. مرحوم آخوند هم با دخالتی که در نهضت مشروطه فرمود ثابت کرد که فقیه باید در امور دخالت کرده و مبسوط الید باشد. و اصولا تشکیل حکومت برای اجرای اسلام و عدم تعطیلی آن از اموری است که شارع مقدس، راضی به زمین ماندن آن نیست.

د) وعده سقوط جمهوری اسلامی را داده اید!

آقای کدیور! اربابانت بیشتر واقفند که نظام مقدس ما که خون مطهری ها، بهشتی ها، رجایی ها، باهنرها، آوینی ها، حاج قاسم سلیمانی ها، حجتی ها و … در راه اهداف والای آن به زمین ریخته شده است، صخره ای ست محکم که با کوبیدن سر امثال آن واعظ السلاطین آسیبی نمی بیند. از اول انقلاب تا کنون ما شاهد این وعده های خیال پردازانه بوده‌ایم! لیبرال‌ها، احزاب معاند، منافقین، جان بولتون شرور آمریکائی و … همگی وعده سقوط دادند. ولی در یک کلام خطاب به همه شما می‌گوییم: « شتر در خواب بیند پنبه دانه».

نویسنده: محمدکرم ساعدپور تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل