ساعدپور نوشت: مدیر جهادی، خود را وقف رشد و تعالی تشکیلات و زیرمجموعه، به‌عنوان ابزار خدمت‌رسانی به خلق‌الله می‌کند، در این مدیریت راه سوءاستفاده، رانت‌خواری، موافقت‌های غیراصولی، گرفتن پورسانت و ...گرفته می‌شود.

به گزارش سفیرافلاک، مدیریت جهادی را ما به‌عنوان مدیریت کوثری از آن یاد می‌کنیم و مدیریت اشرافی را مدیریت ابتری می‌نامیم. مدیریت کوثری آن است که مدیر مؤمن و کارا، امکانات تشکیلات تحت مدیریت خود را در جهت رشد و ترقی تشکیلات ساماندهی و سازماندهی می‌کند و از جهت کادر سازی، نیروهای تحت امر را در راستای اهداف عالی می‌سازد و موجب خیر کثیر می‌شود.

 در این مدیریت مدیر کوثری، خود را وقف رشد و تعالی تشکیلات و زیرمجموعه، به‌عنوان ابزار خدمت‌رسانی به خلق‌الله می‌کند، در این مدیریت راه سوءاستفاده، رانت‌خواری، موافقت‌های غیراصولی، گرفتن پورسانت و …گرفته می‌شود.

در این صورت مدیر عالی و زیرمجموعه خود را در تراز یاران امام زمان(عج) می‌سازند و از مصادیق کوثر و خیر کثیر می‌شوند. ولی مدیریت ابتری مدیریتی است که تشکیلات، امکانات و زیرمجموعه را سکوی پرش خود قرار می‌دهد. برای اینکه خود را به‌اصطلاح به ترقی برساند اهل ساخت‌وپاخت است و کوچک‌ترین توجهی به شایسته‌سالاری و مبارزه با تبعیض و فساد ندارد و عدالت را که باید محور تشکیلات باشد به بوته فراموشی سپرده می‌شود. در این مدیریت فساد، تبعیض، باندبازی و تبار گرایی رواج پیدا می‌کند.

 کسب قدرت، اصل قرار می‌گیرد و برای به دست آوردن قدرت و حفظ آن حاضر است به نتانیاهو و جوبایدن دخیل ببندد و بی‌حیائی را به‌جایی برساند که به آمریکایی‌ها بگوید در انتخابات آینده هوای ما را داشته باشید. بنده اسم این نوع مدیریت را مدیریت ابتری یا انتری گذاشته‌ام. سیرکی را نشان دادند که در آن‌یک میمون با بچه‌اش در درون آن قرارگرفته بود، زیر پای میمون را داغ کردند و میمون به خاطر اینکه پایش نسوزد بچه را زیر پای خود گذاشت و بچه‌اش جزغاله شد. این نوع مدیریت تاکنون موجب خسارت‌هایی شده است که جای شرح تفصیلی آن اینجا نیست.

 تاکنون امت اسلامی ما هر دو مدیریت را تجربه کرده‌اند و تقابل این دو به اوج رسیده است و مردم با بصیرت ما در انتخابات ۱۴۰۰ امتحان خود را پس خواهند داد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دولت موقت به دست لیبرال‌ها افتاد، واقعاً یک وصله ناجور و ناهماهنگ بودند و اگر موج توفنده انقلاب اسلامی و رهبری‌های پیامبرگونه امام نمی‌بود انقلاب اسلامی را به نفع غرب مصادره می‌کردند. ولی با تسخیر جاسوسخانه آمریکا طومار آن‌ها درهم‌پیچیده شد و بنی‌صدر که به‌مراتب از آن‌ها خطرناک‌تر بود با آراء بالا رئیس‌جمهور شد و خودشیفتگی او باعث شد که در مقابل خط امام که خط اصیل انقلاب اسلامی بود قرار گرفت و انحراف او به اوج رسید به طوریکه با میلیشیای منافقین برای نابودی انقلاب اسلامی هماهنگ شد و کار به‌جایی رسید که انقلابیون عدم‌کفایت او را به مردم اعلام کردند؛ و بعد از سقوط او نیروهای انقلاب اسلامی حاکمیت پیدا کردند و مدیریت ابتری به مدیریت کوثری تبدیل شد و این مدیریت با ناباوری جهانیان علی‌رغم اینکه در مقابل ناتو و ورشو که دو اتحادیه نظامی جهانی بودند ایستاده و صدام تا به دندان مسلح را سر جای خود نشاندند و درعین‌حال که زیر ساخته‌ها نابود، نفت به فروش نمی‌رسید و … به خاطر اینکه به داشته‌های خود نگاه می‌کردند جامعه را به‌خوبی اداره کردند و در قالب جهاد سازندگی و … خدمات شایان توجهی به خلق‌الله کردند.

 ولی بعد از جنگ دولت سازندگی و توسعه سیاسی با رویکرد به غرب و خط و مشی لیبرالیستی و تکنوکرات مآبی ضمن خدماتی موجب گرفتاری مردم شدند. شکاف عجیب طبقاتی به وجود آمد. دست مدیران باز شد و به آن‌ها چک سفید دادند؛ به‌طوری‌که از حیث جمع‌کردن سرمایه، قارون، ایلقانیان و راکفلر و … را به بوته فراموشی سپردند و … نیروهای مدافع انقلاب اسلامی یک گفتمان انقلابی را طراحی کردند تا انقلاب از نامحرمان بازستانده شود.

این گفتمان در سطح مساجد، حوزه‌ها، دانشگاه‌ها و بازار همه‌گیر شد و اوج آن زمانی رخ داد که اکثریت شورای شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی به دست انقلابیون افتاد ولی متأسفانه حزب آبادگران ایران اسلامی که در رأس آن‌ها آقایان دکتر شیبانی و مهندس چمران بودند، آقای احمدی‌نژاد را نمی‌دانم چطور پیدا کردند و ایشان هم با چند حرکت پوپولیستی سر زبان‌ها افتاد و گفتمان انقلابی را مصادره به مطلوب کرد و دولت برآمده از آن گفتمان انقلابی خدمات قابل‌توجهی کردند ولی احمدی‌نژاد و مشائی دولت دوم را قفل کردند و عزل و نصب‌های آن‌ها تماشائی بود و از حیث تورم زهوارش در رفت و مردم تورم پنجاه‌وچند درصدی را تجربه کردند. احمدی‌نژاد آخر دور دوم به گفتمان انقلابی ضربه جبران‌ناپذیری وارد کرد بطوریکه تورم حاد آقای هاشمی دور دوم سازندگی به‌عنوان منجی مردم تبلیغ می‌شد تا جایی که جاذبه این گفتمان کمرنگ شد و آقای روحانی که فاقد تجربه‌ی کارهای اجرایی بود از این فضا استفاده و با نمایش یک کلید خود را حلال مشکلات مردم جا انداخت و با ضرس قاطع گفت من ۱۰۰ روزه مشکل اقتصاد را حل خواهم کرد و چشم امید را از داشته‌های خود برداشت و آب خوردن ما را هم با برجام کذایی بست، ولی برجام قوز بالا قوز شد و تورم را حاد افسار گریخته کرد و مردم متوجه شدند که دولت تدبیر و امید، تبدیل به دولت تدمیر و ناامیدی شده است.

 الآن با توکل برخدای منان انقلابیون با مدیریت کوثری برای اجرای گام دوم انقلاب بنای یک‌خانه تکانی اساسی دارند و می‌خواهند مثل شهید حاج قاسم سلیمانی خارج از باندبازی‌ها خود را وقف خدمت صادقانه به مردم کنند و سرنوشت این نیت‌های خالص توسط حماسه پرشور مردم عزیز پای صندوق‌های رأی ورق خواهد خورد و دست مدیران جهادی و کوثری مثل مدیریت‌هایی که مسائل هسته‌ای، موشک‌های بالستیک نقطه زن، پهبادهای فوق پیشرفته، خودکفایی بنزین و … را خلق کردند در تمام سطوح بازخواهد شد و مردم در بهار خودباوری و خوداتکایی، نفَس راحتی خواهند کشید.

انتهای پیام/

  • نویسنده : محمدکرم ساعدپور، تحلیلگر مسائل سیاسی و بین‌الملل