نظری چگنی نوشت: در مطالبه گری اصولی و مدنی نباید از پذیرش منفعلانه و غیر سنجشگرانه در نوشتار و بیان مطالباتی پرهیز کنیم.

 به گزارش سفیرافلاک، مطالبه گری مدنی یعنی آگاهی از لزوم مواجهه با انگاره‌ها؛ معضلات و شیوه بیان آن‌ها به‌گونه‌ای که نشان‌دهنده شناخت کافی از مسائل مطروحه باشد.

مطالبه گری یعنی انعکاس مسائلی که تابه‌حال نه کسی به آن‌ها گوش سپرده و نه آن‌ها را دیده و یا اصلاً بهبود آن‌ها را پوچ، خطرناک و بیهوده دانسته است.

شیوه صحیح ابراز مسائلی که عدم توجه به آن‌ها اثرات مخربی بر جای خواهد گذاشت در وهله اول باید عقلانی و در خاتمه آن بتوان نتیجه‌گیری و راه‌کارهای مناسب دست‌یافت.

اصول صحیح مطالبه گری یعنی انعکاس مسائلی که برای مخاطب و یا مخاطبان گمراه‌کننده و یا کاذب نباشد.

شهامت فکری و فهم کامل درباره امورات موردنقد باید به تشخیص علمی و نگرش مثبت برای مرتفع ساختن آن‌ها باشد.

همه به‌خوبی می‌دانیم که طرح مسئله و نیازمندی‌های جامعه و تأمین کاستی‌ها و ملزومات اجتماعی و جوامع اختصاص به برهه زمانی و یا قرن خاصی ندارد.

مطالبه گری در جوامع و زمان‌های مختص به خود به اشکال و صورت‌های گوناگون بیان گردیده است؛ در مطالبه گری اصولی و مدنی نباید از پذیرش منفعلانه و غیر سنجشگرانه در نوشتار و بیان مطالباتی پرهیز کنیم و در همین‌جا است که شهامت فکری و خروجی این شهامت به فضیلت فکری شخص مطالبه گر می‌انجامد.

تفکر انسان‌ها در بیان ایده‌ها و مشکلات نباید فقط مبتنی بر برانداختن بی‌عدالتی‌ها باشد بلکه درحرکت نخستین باید خلقیات جوامع را تغییر داد و بحث عدالت اجتماعی که کلید پیشرفت و توسعه جوامع است را به همگان گوشزد و آن‌ها را از سنت‌ها دور کرد.

مطالباتی که با تعمق و فضیلت فکری همراه باشد از روشنگری بالاتر و کارایی بیشتری داشته و حتی تحول در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و حتی نگرش‌های اعتقادی را نیز به همراه خواهد داشت.

بلاشک در دنیای پسامدرن قرن بیست و یکم که شبکه‌های اجتماعی هدایتگر و مهم‌ترین عامل تغییر و تحول در جوامع محسوب می‌شوند مطالبه گری افراد می‌تواند در تمام این حوزه‌ها حتی حوزه‌های اجتماعی تأثیرگذاری بیشتر و مؤثرتری داشته باشد.

نکته مهم در این امر قائل بودن به نتیجه گرایی است چراکه همه افراد به دنبال و دیدن نتیجه هستند.

تمام افراد در حوزه‌های مختص به خود و بر اساس اولویت‌های متفاوتی که دارند در تلاش و جستجو برای رسیدن به نتیجه مطلوب هستند.

در مطالبه و بیاناتی که با خواسته معنا می‌شوند باید بیشتر در حوزه‌هایی باشد که گفته‌ها و نوشتار در آن قسمت اثرگذاری بیشتری دارد و یا می‌تواند بعد از بیان و یا مطالبه اثرگذارتر باشد بدین معنا که مطالبه فقط نباید در سطوح و اشکالی باشد که خود نسبت به آن‌ها نارضایتی داریم و خواست ما با اکثریت افراد آن جامعه متفاوت است.

باید مواظب باشیم برای رسیدن سریع به نتیجه آرمان‌ها و خواسته‌های مشروع خود را تعدیل نکنیم.

تجربه اثبات کرده است آنانی که آرمان‌ها و خواسته‌های خود را بیش‌ازحد معقول بالا و یا پایین کشیده‌اند مرتکب خطایی راهبردی شده که اضطراب و ترس از نتیجه معکوس عمل خود را تا مدت‌ها به همراه داشته‌اند.

فرد و یا افراد در جایگاه بیانگر و مطالبه گر‌ نباید به این فکر کنند که اگر وجود ضعف‌ها و نبودها را در اصطلاح‌های شیک ترکیب و بیان کنند دیگر کار تمام است چراکه در دنیای واقعی کلمات شیرین با واقعیات و کاستی‌ها نمی‌توانند در کنار هم قرار بگیرند و نتیجه مطلوبی داشته باشند.

فحوای کلام اینکه یکی از بزرگ‌ترین اوهام و ضعف‌های امروزه بسیاری از مناطق توسعه‌نیافته ما عدم رشد و وجود روح مطالبه گری است.

انتهای پیام/

  • نویسنده : یاسر نظری چگنی