رهبران نوشت: منظور از مبارزه با استکبار، فقط مبارزه نظامی نیست بلکه بیشترین تاکید بر مبارزه فرهنگی و تلاش برای بیداری و رشد سیاسی ملل مظلوم جهان است.

به گزارش سفیرافلاک، در لغت استکبار آنست که انسان اظهار بزرگی کند و آنچه را که از آن او نیست و برای او روا نیست، ابراز دارد.

مستکبران در مقابل مستضعفان قرار دارد به جهت آگاهی دادن به این نکته که استکبار آنان به جهت قوه و نیروی بدنی و مالی آنها بوده است و در جای دیگر مستکبران را در مقابل مستضعفان قرار داده است بنابر تعریف فوق، استکبار وصف درونی است که لوازم و مظاهر مختلفی را می تواند در جامعه داشته باشد.

خود بزرگ بینی و نشناختن حد خود در مقابل خداوند و مردم و به استضعاف کشیدن آنها از اوصاف درونی است که شخص مستکبر به واسطه آنها موضع گیریهای خویش را تنظیم می کند؛ از دیدگاه فرهنگ سیاسی اسلام، وجود نوعی سلطه گری و سلطه جویی و استعمار و بهره کشی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی توسط اقلیت محدودی زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده های محروم می باشد.

ویژگی های استکبار

منفعت طلبی: اصولا مبنای تمام ظلم ها و ستم های انسان چیزی جز منفعت طلبی نیست و این موضوع در قدرت های استکباری در حد بالایی وجود دارد و آنان به تنها چیزی که اهمیت می دهند نفع مادی و حیوانی آنان است.

جهان خواری و به دست آوردن سلطه جهانی دست یابی به امکانات موجود در سراسر جهان یکی از ویژگی های کشورهای استکباری است؛ از این رو، کسب سلطه جهانی و تصاحب ذخایر ملت های دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات اقتصادی جهان، از ویژگی هایی است که در تمامی مستکبران دیده می شود.

عقب نگه داشتن مستضعفان از رشد واقعی یکی استراتژیهای مهم استکبار جهانی جهت حفظ سلطه و برتری خود بر جهان و ادامه بقاء و حیات خویش، جلوگیری از پیشرفت ملت های مستضعف در جنبه های مختلف فکری، علمی، صنعت و تکنولوژی، اقتصاد و … است.

دلایل مبارزه با استکبار

هر فرد مسلمان و هر دولت اسلامی بر اساس منطق و آموزه های دینی، موظف به مقابله با ظلم و استکبار جهانی است؛ از نظر عقلی نمی توان برای حیات زیر سلطه غیر، ارزشی قائل شد زیرا ارزش حیات به آزادی و استقلال است حضرت امام(ره) تاکید دارند بر اینکه این مطابق هیچ منطقی نیست که سی میلیون جمعیت، همیشه تحت فشار باشد و همیشه این جمعیت کار بکنند و حاصل کارشان را دیگران ببرند زیرا زندگانی ای که در آن استقلال نباشد و یک ملتی به زحمت کار بکنند برای استفاده دشمن ها، اینکه زندگانی نیست.

از نظر شرعی: در آیات و روایات متعدد، مستضعفان یعنی کسانی که مورد ظلم و تهاجم استکبار قرار گرفته اند، موظف به دفاع و مقابله با مستکبران شده اند، بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت می کند.

از نظر قانون اساسی، اصل ۱۵۴ در هر صورت اصل وقوع انقلاب اسلامی برای رهایی از یوغ استکبار بود و حفظ آن و همچنین تامین اهداف و منافع کشور ادامه این مبارزه را می طلبد. عمل به آموزه های دین مبین اسلام، حکم عقل و منطق و قانون اساسی ما را بر آن می دارد که در جهت حفظ عزت استقلال و رعایت منافع کشور خود و همچنین دستیابی به پیشرفت و توسعه همه جانبه از یکسو و دفاع از حقوق همه ستمدیدگان و مستضعفان جهان، مبارزه با استکبار جهانی را تا سر حد پیروزی نهایی ادامه دهیم. البته پر واضح است که منظور از مبارزه با استکبار، فقط مبارزه نظامی نیست. بلکه ضمن عدم مداخله در امور سایر کشورها و رعایت قوانین بین المللی، بیشترین تاکید بر مبارزه فرهنگی و تلاش برای بیداری و رشد سیاسی ملل مظلوم جهان است.

مبارزه با استکبار، اهداف متعددی را دنبال می کند که اصلاح رفتارهای مستکبران و یا نابودی آنها بخشی از اهداف آن می باشد که البته هدف مهمی نیز به شمار می آید اما آنچه در حال حاضر و در مرحله نخست برای ما مهم است نه اصلاح رفتار استکباری آمریکا بلکه صرفا دفاع از منافع و حقوق خودمان و حمایت از حقوق ملت های دیگر می باشد. به عبارتی آنچه در حال حاضر در جریان استکبار ستیزی ملت ما برای ما اهمیت دارد بیش از آنکه اصلاح رفتار استکباری غرب و به ویژه آمریکا باشد، نیل به حقوق اولیه خود می باشد.

تجربه های تاریخی هم تایید کننده راهبرد استکبار ستیزی می باشد به عنوان نمونه کشورهایی همچون لیبی که کلیه فناوری هسته ای خویش را به بهانه تنش زدایی و روابط مسالمت آمیز با آمریکا سوار کشتی کرده و به آمریکا فرستاد و به تمام خواسته های غرب تن در داد ولی در مقابل، غرب، نه تنها از تحریم ها عقب نشینی نکرد بلکه به تعهداتی که در مقابل این کار لیبی داده بود عمل نکرد باید درس عبرتی باشد برای اینکه بدانیم غرب هرگز قابل اعتماد نیست و نباید عقب نشینی را مساوی با برداشته شدن تحریم ها و فشارها دانست.

همچنین تجربه جمهوری اسلامی ایران در ایستادگی بر سر حقوق خویش که باعث شده است تا حتی غربی ها هم مجبور شوند از کنار آمدن با ایران هسته ای سخن به میان آورند و از حق ایران در داشتن فناوری هسته ای صلح آمیز دفاع کنند نشان دهنده این است که صحنه نظام ناعادلانه بین المللی و تمدن مادی گرا و منفع طلب غرب، به گونه ای است که در آن حق را باید با ایستادگی و با چنگ و دندان گرفت و هیچ کس هیچ تعهدی برای دادن حقوق ملتهای دیگر در درون خود احساس نمی کند.

ما معتقدیم ملت ایران نجیب ترین و پاک ترین ملت ایران هستند و ایستادگی آنها نیز کاملا واقعی است و مطابق با فرهنگ عزتمندانه و ذلت ستیزانه ای است که در میان آنان رواج دارد و به همین دلیل حتی نیازی به استدلال دیگری برای اثبات صداقتشان در ایستادگی ها وجود ندارد .

همایون رهبران کارشناس سیاسی