کشتار مردم بیگناه در دوران پهلوی یکی از نقاط سیاه پرونده این رژیم است که می توان به واقعه مسجد گوهرشاد اشاره کرد.

به گزارش سفیرافلاک، پایان حکومت دو هزار و ۵۰۰ ساله شاهنشاهی با حکومت محمدرضا شاه به پایان رسید، پدرش رضاخان که در جنایت و کشتار مردم شهرت بسیار زیادی دارد، از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ دوران پادشاهی ایران را بر عهده گرفت، دورانی که از شب ها سیاهتر بود و ظلم، بی عدالتی، تحمیل فرهنگ غرب و بی توجهی به اعتقادات مردم از مهمترین جنایت های رضا خان به شمار می رود.

دیکتاتوری و زورگویی در این سالها به اوج خود رسیده بود، حرف فقط حرف رضا شاه بود و بس، هیچ کسی در هیچ رابطه ای حق اعتراض نداشت چرا که این اعتراض به قیمت جانش تمام می شد، دوران حکومت رضا شاه بسیاری از کشورهای غربی تورهای زیادی برای منابع و منافع ایران پهن کردند تا بتوانند به اهداف خودشان برسند.

یکی از شاهکارها و سوغاتی که رضا خان از فرنگ با خود آوره بود، اجباری شدن کلاهی بود که در ترکیه بر سر زنان دیده بود، رضا خان پس از بازگشت از سفر ترکیه، تصمیم گرفت تا پوشیدن کلاه های فرنگی را در بین زنان و دختران ایرانی باب و اجباری کند در حالی که ملت ایران خسته از حکومت پهلوی، محکم در مقابل این تصمیم ایستادند.

در شهرهای مذهبی کشور از جمله مشهد تجمعاتی برای این تصمیم صورت گرفت و در حالی که هرگونه اعتراض در مقابل رژیم ستمشاهی به قتل و عام منجر می شد، سرانجام واقعه ای در مسجد گوهرشاد رخ داد و صدها نفر از مردم بیگناه در اعتراض به این تصمیم رضا خان به رگبار بسته شده و جان خود را از دست دادند.

این واقعه نشان دهنده دفاع از حجاب و عفافی بود که ملت ایران برای این مهم در مقابل حکومت پهلوی ایستادند، این واقعه در سال ۱۳۱۴ به وقوع پیوست، هدف رضا خان در این ماجرا دور کردن ملت ایران از فرهنگ اصیل ایرانی بود تا اروپایی نو در ایران تشکیل دهد اما با مخالفت علما و مردم روبرو شد.

در سال ۱۳۲۰ که وضعیت کشور به حادترین و بدترین شرایط ممکن رسید، رضاخان مجبور به استعفا و فرار از ایران شد، پس از آن پسرش محمدرضا شاه به پادشاهی رسید، ابتدا تلاش می کرد تا نشان دهد حکومتش قدری با پدر متفاوت است اما پس از مدتی مشخص شد که دیکتاتوری در این خاندان مهمترین شاخصه است.

محمدرضا شاه ۳۷ سال در کشور پادشاهی کرد، شاید بهتر است بگوییم در این سالها نقش محمدرضا در دلالی نفت بیشتر از پادشاهی بود و ثروت و منافع ایران را با ارزان ترین قیمت به کشورهای دیگر می فرستاد تا خوش خدمتی و خوش رقصی کند.

پهلوی، حکومتی گوش به فرمان غرب

مهدی نظری دکترای تاریخ در گفت و گو با خبرنگار سفیر افلاک، اظهار داشت: همه حکومت های شاهنشاهی قبل از سلطنت پهلوی با محوریت روابط قومی و یا تکیه بر زور و شمشیر و استبداد شکل می گرفتند، اما تفاوت حکومت رضا شاه  پهلوی این بود که با قدرت استعمار و  حمایت انگلیس که مبتنی بر هدف ایجاد نظام سلطه جهانی بود، به قدرت رسید، رضا شاه یک نظامی معمولی در دوره قاجار بود و وقتی حکومت قاجاری نتوانست اهداف انگلیس را تامین کند، تصمیم گرفتند که رضا شاه را به پادشاهی برسانند.

وی افزود: انگلستان تلاش می کرد تا از فرصت پیش آمده از مشغول شدن روسها به اوضاع داخلی خود به علت وقوع انقلاب سوسیالیستی ۱۹۱۷ ، برای تسلط بیشتر بر ایران استفاده کند و از کودتای ۱۲۹۹ فرآیند به قدرت رسیدن رضا خان آغاز شد، به طوی که ابتدا وزیر جنگ و سپس نخست وزیر شد ونهایتا پادشاهی موروثی ایران را کسب کرد که طی کردن همه این مدارج نظامی و سیاسی تحت کنترل و مدیریت دولت انگلیس صورت می گرفت.

دکترای تاریخ تصریح کرد: اواخر حکومت قاجار، با وقوع جنگ جهانی اول و ناتوانی حکومت، اعلام بی طرفی ایران را دولتهای درگیر جنگ نپذیرفتند، بنابراین ایران، توسط متفقین اشغال شد، چرا که موقعیت حساسی برای تعیین سرنوشت جنگ داشت و ایران بعد از انقلاب مشروطه برای این که مبادا به الگویی برای سایر سزمینهای منطقه خاور میانه تبدیل شود، استعمارگران و مخالفان مشروطه سعی کردند تا انقلاب مشروطه را از مسیر اصلی خارج کنند و این زمینه فراهم شد که مشروطیت باعث هرج و مرج است و کسی می تواند کشور را اداره کند که امنیت را در کشور برقرار کند، طرفداران رضا خان این دیدگاه را مطرح کردند.

نظری عنوان کرد: در دوران حکومت رضا شاه هر آنچه رخ داد با مدیریت و هدایت انگلیس و برخی دیگر از دولتهای غربی بود، وابستگی به کشورهای غربی یکی از ویژگی های بارز حکومت پهلوی محسوب می شد، همچنین ویژگی دیگر پهلوی، ترویج ملی گرایی افراطی و کمرنگ کردن عقاید و اعتقادات بود به طوری که تخریب ارزش های دینی را در دستور کار قرار می داد.

وی بیان کرد: تغییر ظاهری در لباس از دیگر برنامه های رضا خان بود و کشف حجاب، اوج ضدیت رضا شاه با احکام اسلامی مردم ایران بود که با مقاومت مردم شهرها ومناطق مختلف ایران مواجه شد، از جمله عده کثیری از  مردم مشهد، به علت مخالفت با کشف حجاب در مسجد گوهرشاد به شهادت رسیدند اما پس از ۱۶ سال حکومت، با گرایش رضاشاه به آلمان، انگلیسی ها تصمیم به بر کناری او گرفتند.

تبعید ایلات و قومیت ها برای جلوگیری از اتحاد و طغیان علیه حکومت

نظری خاطر نشان کرد: رضا شاه دنبال یک حکومت دیکتاتوری تمام عیار و یکپارچه بود و نسبت به هر گونه مخالف واکنش نشان می داد گرچه در زمان رضاشاه ظاهرا مشروطیت وجود داشت و انتخابات برگزار می شد، اما افرادی که در شهرستانها مورد تایید فرماندار، فرمانده لشکر و رئیس شهربانی بودند، باهماهنگی شخص رضاشاه به وزارت کشورمعرفی و همان افراد نماینده مجلس می شدند، یکی از برنامه های او، سیاست اسکان عشایر بود که در قومیت های مختلف در کشور اجرا کرد به طوری که هر کدام از قوم ها را از جایی به جای دیگر تبعید می کرد که نتوانند در کنار هم و با اتحاد، علیه حکومت طغیان کنند.

دکترای تاریخ گفت: در همین لرستان نیز عده ای اقوام و ایلات را به مناطق دیگر کشور تبعید کرد و کشتارهایی صورت گرفته است، با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، وی نیز مانند پدرش وابسته به کشورهای غربی بود و در طول این سالها مذاکره های نفتی و قراردادهایی منعقد کرد که به ضرر مردم  و منافع کشورتمام شد، از دیگر اقدامات نامناسب محمد رضا شاه، به رسمیت شناختن اسرائیل در سال ۱۳۲۸بود.

نظری بیان کرد: یکی از جنایت های پهلوی، تاسیس ساواک بود، اگرچه نهاد امنیتی به شمار می رفت اما این امنیت در خدمت کشور و مردم نبود، بلکه آمریکا احساس می کرد وجود این نهاد در ایران ضروری است و منافع آنها را تامین و محافظت می کند، همانطور که در آمدهای متعدد کشور از جمله در آمد نفت خیلی صرف آبادانی کشور نمی شد، بلکه در خدمت ریخت و پاشها و تجملات هیات حاکمه بود، همچنین همراهی و همکاری با آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سر نگونی دولت  دکتر مصدق (قهرمان ملی کردن صنعت نفت کشور).

وی با اشاره به کشتار مردم بیگناه در سال های حکومت پهلوی افزود: مبارزات مختلفی شکل گرفت و مردم دیگر تحمل این همه ظلم و جور را نداشتند. در دوره محمدرضا پهلوی کشتارهای فراوانی صورت گرفت ازجمله ۱۶ آذر ۱۳۳۲ شهادت  عده ای از دانشجویان در دانشگاه تهران، نوروز و خرداد ۱۳۴۲ و ۱۹ دی ۱۳۵۶ و ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ شهادت عده ای از روحانیون و مردم قم و مرداد ۱۳۵۷ فاجعه به آتش کشیده شدن سینما رکس آبادان،۱۷ شهریور ۱۳۵۷ شهادت عده کثیری از مردم تهرام در میدان ژاله (۱۷ شهریور)تهران،۱۳آبان ۱۳۵۷ شهادت عده ای از دانش آموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران.

مهاجرت اجباری اقوام کشور

امیر علی حیدر امیری کارشناس سیاسی در گفت و گو با خبرنگار سفیر افلاک اظهار داشت: رضا شاه زمانی که می خواست حکومت خود را تثبیت کند و چاه های نفت خوزستان و منطقه بختیاری را تصاحب کند، تصمیم گرفت ابتدا عشایر لرستان را سرکوب، سپس عرب ها را تسلیم نماید، رضاشاه با استفاده از قدرت ارتش، به عنوان وسیله ای برای رسیدن به امیال و آرزوهایش، ابتدا با اجبار به مهاجرت آنان به سوی شهرهای دیگر سعی کرد که امکانات مالی، احشام و زمین های آنها را که سبب قدرت گرفتن و نافرمانی شان می شد از آنها بگیرد و با کوچ اجباری لرهای لرستان به مناطقی دور دست، آن ها را وفادار حکومت بگرداند.

وی افزود: رضاشاه برای آماده سازی اذهان عمومی و افکار جمعی مردم بر علیه لرها و بعد از کشتار وسیع آنان، برای توجیه این جنایات، به پخش و نشر شایعات و اکاذیب علیه مردم ستمدیده لرستان به منظور تخریب وجهه و شخصیت آنان، دست زدند.

قتل عام مردم بیگناه، ویژگی خاندان پهلوی

کارشناس سیاسی تصریح کرد: رضا شاه زمانی که بر تخت سلطنت تکیه داد، سرتیپ شابختی، خزاعی و رزم آرا را به استان لرستان فرستاد و سیاست سرزمین سوخته را انجام داد که در این سیاست، افراد را با فریب این که رضا شاه، قرآن مُهر کرده و آنها را به صلح و همراهی دعوت می کند به سمت اهداف خود سوق دهد.

امیری عنوان کرد: ایلات و قوم ها به قرآن‌ احترام ویژه می گذاشتند و رضاشاه که از این موضوع خبر داشت، سعی کرد تا از این راه به هدفش برسد، اما پس از این که مردم را فریب می داد به بدترین شکل آنها را اعدام و خانواده آنها را به اسیری می برد، علاوه بر این نیز ایلات زیادی را از این استانها به شهرها و استان های دیگر تبعید کرد.

وی بیان کرد: نتیجه این کار رضا شاه، از بین رفتن بسیاری اقوام و عشایر و متلاشی شدن زندگی های بسیاری بود که بعد از تبعید با آن روبرو شدند، رحم و انسانیت در وجود حکومت پهلوی وجود نداشت که نمونه آن قیام مسجد گوهرشاد، کشتار دانشجویان و دانش آموزان که به اقدامات پهلوی معترض بودند، بخشی از جنایت های حکومت پهلوی طی ۵۲ سال بود.

وی خاطر نشان کرد: جنایت های رضا شاه در مناطق کوهستانی و استان های لرنشین هیچگاه از حافظه ملت ایران پاک نخواهد شد.

انتهای پیام/