ساعدپور نوشت: شهید حاج قاسم سلیمانی در این راه روشن، هستی خود را در طبق اخلاص گذاشت و حماسه‌های فراموش‌نشدنی را بر جبیره تاریخ خلق کرد.

به گزارش سفیرافلاک، مرحوم آیت‌الله شهید بهشتی به زیبایی چهره پاسداران واقعی را ترسیم فرموده است: «پاسداران آگاهانه انتخاب می‌کنند، شجاعانه می‌جنگند، غریبانه زندگی می‌کنند، مظلومانه شهید می‌شوند و بی‌شرمانه مورد توهین قرار می‌گیرند» حاج قاسم عزیز ما آگاهانه مجاهدت و معاضدت در راه خدای تبارک‌وتعالی را انتخاب کرد و می‌دانست کسی که مخلصانه این راه را انتخاب کند باید روزهای سخت و عسرت آمیز را تجربه کند.

ایشان به‌حق در رأس مردان روزهای سخت قرار گرفتند و خدای منان در عوض رحمت خود را شامل حال ایشان نمود: «لَقَد تابَ اللهُ عَلَی النَّبِیِّ وَ المُهاجِرینَ وَ الاَنصارِ الَّذینَ اتَّبَعوهُ فی سَاعَهِ العُسرَهِ» توبه/۱۱۷ به‌یقین خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت از او پیروی کردند نمود.

آن شهید والامقام در این راه روشن، هستی خود را در طبق اخلاص گذاشت و حماسه‌های فراموش‌نشدنی را بر جبیره تاریخ خلق کرد.

هنوز صدای صادقانه آن سردار بی‌بدیل در پشت بی‌سیم درصحنه‌های عملیات فتح المبین، بیت‌المقدس، کربلا ۵، فتح فاو، دشت‌های عراق، کوه‌های لبنان، سوریه و یمن طنین‌انداز است؛ و گوش یاران هم گام آینده تاریخ را نوازش و لرزه بر اندام حرامیان مردم‌فریب ضد بشر خواهد انداخت.

این ندای وجدان تاریخ است و تا آخر تاریخ فراموش نخواهد شد، مگر ندای ملکوتی حضرت عباس(ع) در صحرای کربلا که از لبان شهید حاج قاسم جاری شد که «ما ملت امام شهادتیم، ما ملت امام حسینیم» خاموش می‌شود؟

آری، شهید حاج قاسم شجاعانه جنگید و غریبانه زندگی کرد؛ از خانواده آن شهید به‌دست‌آمده بپرسید در طول زندگی مشترک چه مقدار در کنار بچه‌هایش به استراحت پرداخت؟ احساس وظیفه و مسئولیت الهی از ایشان موج طوفنده ای ساخته بود که آرام و قرار نداشت و بیشتر زندگی غریبانه‌اش در کوه‌های کردستان، دشت‌های تفتیده خوزستان، صحراهای عراق و کوه‌های سوریه، لبنان و… گذشت.

سربازخانه به دوش وطن و چهره جهانی جبهه مقاومت غریبانه زیست و مظلومانه به شهادت رسید؛ روحیه شهادت‌طلبی شهید حاج قاسم به اوج رسیده بود؛ آن اواخر روح پاک تزکیه شده او در قالب جسم خاکی جای نمی‌گرفت.

یکی از مدافعین حرم برای این بنده تعریف می‌کرد: «دریکی از سفرهای به سوریه در برگشت، حاج قاسم سوار هواپیمایی شد که ما را به ایران برمی‌گرداند. وسط هواپیما نشست، یکی از پاسدارهای جوان استان مرکزی پیش حاج قاسم رفت و از ایشان درخواست دعای شهادت درراه خدا کرد. حاج قاسم در جواب، دست پاسدار جوان را بوسید و گفت: «عمو آسیاب به‌نوبت، دیگر نوبت من است. تو دعا کن من شهید شوم» این جمله را طوری بر زبان جاری کرد که صدای گریه اطرافیان بلند شد».

خدای تعالی پاداش آن‌همه مجاهدت و روحیه خالصانه شهادت‌طلبی را دادند و به دستور شقی‌ترین و مجریان اصحاب شقاوت بدنش ارباً اربا و قطعه‌قطعه شد و سروش نامرئی، ندای صداقت و ایثار شهید حاج قاسم را به وجدان‌ها رساند و آن زلزله و رستاخیز فراموش‌نشدنی برپا شد. و همه انسان‌ها پا به میدان گذاشتند و با زبان بی‌زبانی و زبان فطری از نفاق، وطن‌فروشی، دنیاطلبی، زبان‌بازی، بار بر ولی بودن و… اعلام انزجار کردند. و قدردانی خود را از ایثار، شجاعت، مردم‌دوستی، ولایت مداری و… به دنیا اعلام کردند.

الآن جریان نفاق و دشمنان صهیونیستی، بی‌شرمانه به خیال خام خود می‌خواهند یاد و خاطره شهید حاج قاسم سلیمانی را از صفحه ذهن مردم پاک کنند؛ و آن‌هم توسط نفاق که قاتل هفده هزار انسان بی‌گناه این مرزوبوم است؛جریان نفاقی که همگام با صدای متجاوز به‌عنوان ستون پنجم دشمن عمل و عملیات‌ها را لو و خانواده‌ها را داغدار می‌کرد؛ وجدان‌های بیدار، بشر آزاری آمریکا و کودک کشی صهیونیست‌ها را فراموش نخواهند کرد. و مبارزه حاج قاسم با این جرثومه‌های فساد و تباهی را هم به بوته فراموشی نخواهند سپرد؛ و لذا از پروژه جابه جا کردن ذهن‌ها طرفی نخواهند بست؛ و اگر تمام دنیا دست‌به‌دست هم بدهند قادر نخواهند بود جای امام حسین (ع) و یزید و جای حضرت عباس(ع) و شمر بن ذی الجوشن را عوض کنند، عِرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند. «یُریدونَ اَن یَطفِئُوا نُورَ اللهِ بِاَفوَهِهِم وَ یَابَی اللهُ اِلّآ اَن یُتِمُّ نُورَهُ وَ لَو کَرِهَ الکَافِرُونَ» توبه/۳۲ آنها می خواهند نور خدا را با دهان خاموش کنند ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خود را کامل کند هرچند کافران ناخشنود باشند.

«چراغی را که ایزد برفروزد/هرآن کس پف کند ریشش بسوزد»

البته به لطف و یاری خداوند منان به دستور فرمانده کل قوا امام خامنه ای افسران جنگ نرم بی تفاوت نیستند و در آمادگی صد درصد به سر می برند. دشمنان ما بدانند قبر شهید حاج قاسم در قلب تک تک یاران بی شمار سلیمانی جای دارد و کسی یارای نبش این قبر مقدس را ندارد.

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد تورا در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز به یار یک جهت حق گذار ما نرسد

 حافظ
انتهای پیام/

  • نویسنده : محمدکرم ساعدپور، تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل