شهید قدرت الله عبدیان اولین شهید مدافع حرم کوهدشت است که ولایتمداری و کمک به نیازمندان شاخصه‌ بارز این شهید بزرگوار بود.

به گزارش سفیرافلاک، دنیا حصار کوچکی در مقابل پرواز انسان به شمار می‌رود، چگونه می‌شود توصیف مجنون را برای آنانی کرد که بویی از عشق نبرده‌اند.

قلب‌ها و عقل‌های دنیاگرای ما چگونه قدرت شناخت سره از ناسره را دارد، بایستی سربریدن از تعلقات دنیا و پر گشودن را بیاموزیم.

در دوراهی‌های زندگی‌مان تنها رضایت حضرت دوست را برگزینیم و هرکه را صبح شهادت نیست شام مرگ است.

شهادت همان توفیق فیض عظیم و فضلی از جانب خداوند متعال است که برای بهترین بنده خود ارزانی بخشیده و غایت آرزوی رزمندگان به شمار می‌رود.

شهید قدرت الله عبدیان اولین شهید مدافع حرم اهل کوهدشت لرستان است که شهد شیرین رضای حق را چشید زندگی او سرشار از مایه عزت است.

ساندویچ درست کردن شهید عبدیان برای دست‌فروشان

حجت‌الاسلام سجاد عبدیان برادر شهید والامقام «قدرت اله عبدیان» در گفت‌وگو با خبرنگار سفیرافلاک، اظهار داشت: شهدای دفاع مقدس و شهدای امروز و در زمان ما وجه مشترکشان ولایتمداری محض بود، شهید عبدیان این شاخصه‌اش بسیار بارز بود شاهد همین مورد نیز دست‌نوشته به‌جامانده از او است.

وی افزود: شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودند برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید چراکه این خیمه، خیمه‌ رسول‌الله است و اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است پس باید دور آن چرخید.

برادر شهید قدرت اله عبدیان عنوان کرد: شهید همواره کمک به ایتام و فقرا را فراموش نمی‌کرد، ما پس از مدتی متوجه شدیم او هر باری که برای دیدار خانواده می‌آمد، در طول مسیر ساندویچ تهیه و بین دست‌فروشان توزیع می‌کرد.

تبرکی گرفتن شهید

عبدالله عبدیان، پدر شهید مدافع حرم کوهدشتی در گفت‌وگو با خبرنگار سفیرافلاک، اظهار داشت: چند روزی بود که سخت مریض شده بودم و دکتر خوبی در روستای ما نبود؛ قدرت که از مریضی من باخبر شده بود، به برادرانش گفت: پدر را به کرج بیاروید تا پیش دکتر ببرم.

وی افزود: با کمک بچه‌ها راهی تهران شدم، به ترمینال که رسیدم، دیدم قدرت مدت زیادی منتظر من نشسته بود، من را به خانه برد و خیلی با خوش‌رویی پذیرایی می‌کرد.

پدر شهید عبدیان عنوان کرد: فردای همان روز، به دکتر رفتیم و تمام‌کارهای درمانی من را انجام داد، هزینه دکتر و داروها را به‌طور کامل، خودش پرداخت کرد؛ وقتی اصرار من را برای اینکه خودم هزینه‌ها را پرداخت کنم دید؛ فقط ۲ هزار تومان از من گرفت و گفت: «بابا جان این را هم فقط برای تبرکی دریافت کردم.»

انتهای پیام/