بی انگیزه بودن جوانان در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی موضوعی نگران کننده است که باید خانواده ها در این زمینه توجه ویژه ای داشته باشند.

به گزارش سفیرافلاک، یکی از مهمترین وجوه حیات انسان، انگیزه و داشتن روحیه است که برای استمرار و پیشرفت در زندگی باید در وجود هر انسانی باشد چراکه بدون آن ادامه زندگی بی معنا و سرد می شود.

بی انگیزه بودن برخی جوانان در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل تامل بوده و دارای ابعاد مختلفی است که باید برای رفع آن تلاش کرد.

در خانواده ها بایستی به نحوی با فرزندان از نظر تربیتی برخورد شود که این احساس را نداشته باشند که پدر و مادر یک عصای جادویی دارند که همه نیازهای فرزندان را تامین می‌کند و این نگاه تربیتی در دستگاه تعلیم و تربیت نیز صدق می کند.

دراین راستا گفتگویی تفصیلی با علیرضا شریفی یزدی، کارشناس مسائل اجتماعی انجام‌شده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانید:

علیرضا شریفی یزدی در گفت‌و‌گو با خبرنگار سفیرافلاک، اظهار داشت: معضل بی انگیزگی جوانان در جامعه مشکلی است که از چند بُعد قابل تحلیل است، یک بُعد به جایگاه فرزند در شرایط امروز مرتبط است

وی افزود: می دانیم که در پدران ما و نسل های قبل یک شیوه ارتباطی خاصی را با قاعده تفکر ونگرش غلط در برخورد با فرزندان داشتند که فرزند باید به چشم خار ولی به دل عزیز باشد، با افزایش آگاهی ها نسبت به مباحث تعلیم و تربیت، به آرامی نگرش خانواده ها تغییر پیدا کرد و متاسفانه از حد تعادل خارج شد به گونه‌ای که ما امروز شاهد یک پدیده هستیم که شاید از نظر علمی این واژه، واژه درستی نباشد ولی در بین مردم خیلی شایع و آن بحث فرزند سالاری است، به این معنی که پدر و مادرهابه امید اینکه فرزندان‌شان در آسایش و آرامش به سر ببرند، از خواسته ها و نیازهای خودشان می‌زنند و این باعث شده که شاهد این فرهنگ در جامعه باشیم که وظیفه پدر و مادرها این است که صفر تا صد نیاز های فرزندانشان را فراهم کنند تا فرزندان هرگز احساس شکست، ناکامی، محرومیت ‌و…از هر چیزی که به آن نیاز دارند را نداشته باشند و بتوانند رشد خوبی داشته باشند .

شریفی یزدی بیان کرد: این امر از نظر علمی رد شده است و ازطرفی از نظر علمی تایید شده که ناکامی یکی از مراحل رشد انسان است یعنی حتی اگر ما همه امکانات را در اختیار داریم نباید به صورت افراطی آن را در اختیار فرزندانمان قرار دهیم و این به معنای آن نیست که باید بر فرزندان سخت گرفت و فرزندان ما از امکانات موجوداستفاده نکنند بلکه به معنای این است که باید به صورت هدایت شده و متناسب با سن کودک امکانات در اختیار او قرار بگیرد و در این راه افراط صورت نگیرد.

کارشناس مسائل اجتماعی عنوان کرد: این تفکر و دیدگاه که فرزندان پدر و مادران خود را به عنوان جعبه جادویی می‌شناسند که باید همه مشکلاتشان را چه به لحاظ فکری و اقتصادی حل کنند باید از بین برود، بنابراین یکی از عوامل مهم کم انگیزگی فرزندان ما برای تلاش و کوشش به نظام تربیتی غلطی که در بخش بزرگی از خانواده‌های امروز ایرانی حاکم است، ارتباط دارد که در آن پدر و مادر باید همه امکانات مورد نیاز فرزند را فراهم کنند که وی هیچگونه ناکامی را در زندگی تجربه نکند.

وی تصریح کرد: وقتی که ابعاد خانوار کوچک می‌شود، یا به عبارتی تعداد فرزندان در درون خانواده به شدت افت می‌یابد، در بسیاری از خانواده‌ها تک‌فرزندی حاکم می‌شود، بسیار طبیعی است که مجموعه امکاناتی که در درون این خانواده وجود دارد در اختیار این بچه قرار می‌گیرد و وقتی که همه امکانات در اختیار اوست، انگیزه، احتیاج و یا نیازی برای اینکه فرد تلاش و کوشش کند دیده نمی‌شود چون فرد احساس می کند که خانواده می‌تواند همه نیازهای وی را برطرف کند.

شریفی یزدی گفت: به لحاظ فردی نیز زمانیکه در خانواده تعداد اعضای خانواده و مهمتر اینکه تعداد فرزندان کاهش می‌یابد، انگیزه ها هم به شدت کاهش پیدا می‌کند،زیرا در خانواده های پرجمعیت تر مقوله رقابت و مسابقه برای رسیدن به امکانات موضوع مهمی بود که خود باعث ایجاد انگیزه می‌‌شود.

کارشناس مسائل اجتماعی بیان کرد: ایجاد حس انگیزه و رقابت در خانواده ها به معنای تایید خانواده های پرجمعیت نیست چون یقیناً خانواده‌های پرجمعیت به لحاظ تربیتی مشکلات بزرگی را تجربه و برای فرزندان خود ایجاد می کنند ولی در گذشته یکی از خروجی‌های آن این بود که افراد انگیزه داشتند ومجبور بودند در بلندمدت و برای حفظ بقا نسبت به خواهر و برادر‌هایشان در یک مسابقه شرکت کنند ولی امروزه اکثر خانواده‌ها یک یا نهایتاً دوفرزند با اختلاف سنی زیاد دارند که در نتیجه دیگر انگیزه‌ای برای رقابت، مبارزه، مسابقه و تلاش بیشتر در فرزندان وجود ندارد.

وی گفت: این مسئله تحلیل بسیار مهم اجتماعی دارد و آن اینکه نسل‌های جوان تر نیم نگاهی به نسل های قبل از خودشان دارند یعنی اگر در جامعه نسل دهه هشتادی ها را که آرام‌آرام وارد جامعه می‌شوند را در نظر بگیریم،متوجه می‌شویم آنها از دهه ۷۰و دهه هفتادی ها از دهه۶۰ الگو می‌گیرند که حرکت در این مسیر پیش رو در نسل های قبل به چه صورت بوده و به کجا رسیدند؟! و یا آیا اگر در مسیر هایی که خانواده اعلام می‌کنند حرکت کنم به نتیجه مطلوب و دلخواه خود یا اعضای خانواده خواهم رسید یا نه؟!

شریفی یزدی بیان کرد: ما می‌دانیم که در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هنوز بخش بزرگی از نسل دهه شصتی‌های ما شغل ندارد یعنی باوجود تحصیلات عالیه در یک بیکاری بلند مدت به سر می‌برند و نتوانسته‌اند که شغل مناسبی پیدا کنند؛ زمانیکه سطوح پایین‌تر شاهد این معضل می‌شوند، طبیعتاً یک نوع نگرانی و ناکامی به سراغشان می‌آید.

کارشناس مسائل اجتماعی گفت: شاهد هستیم که اگر حمایت والدین از دهه شصتی ها نبوده باشد، این نسل فاقد زندگی مستقل هستند یعنی توان اینکه بتوانند مثلاً یک خانه داشته باشند که در آن خانه بتوانند ازدواج مناسب داشته باشند و بیاسایند،(تعداد مجردین مطلق اجباری نه اینکه روی دلخواه در جامعه به دلایل مختلف بسیار زیاد شده) باعث می‌شود که دچار نوعی سرخوردگی و ناکامی شوند یعنی احساس اجتماعی آنها بشکلی است که هرچه فعالیت کنند و تلاش و کوشش داشته باشد، هرگز به آن مقصد و‌مقصودی که مد نظر خود و خانواده است، نخواهد رسید و این ابعاد اجتماعی بسیار مهمی دارد.

وی افزود: ما پذیرای این مسئله هستیم که در جامعه ‌ای که اقتصاد بیماری دارد یعنی رکود، تورم و بیکاری سه راس مثلث مشکلات اقتصادی آن را تشکیل می دهد، پیامدهای اجتماعی زیادی دارد؛ این مسئله و‌معضل که نسل نو انگیزه ندارد به مباحث اجتماعی مرتبط می‌شود و اگر ما بخواهیم راه حلی برای آن در نظر بگیریم،خانواده اولین نهادی است که باید به سراغ آن برویم است یعنی اینکه باید برای خانوادگی ایرانی توضیح داده شود که حتی اگر شما تعداد فرزندان کمی دارید، نباید صفر تا صد نیازهای فرزندانتان را در کوتاه‌ترین زمان ممکن برآورده کنید بلکه باید اجازه داد مطابق با طاقت فرزند،نیاز فرزند و موقعیت وی گاهی ناکامی ها و یا برخی از ناکامی ها را تجربه کند که این به مقاومت شدنش در مقابل سختی ها ،شدائد،مشکلات و…کمک میکند.

شریفی یزدی بیان کرد: باید برای خانواده ها تشریح کرد که به نحوی با فرزندانشان از نظر تربیتی برخورد کنند که فرزندان این احساس را نداشته باشند که پدر و مادر یک عصای جادویی دارد که همه نیازهای فرزندان را تامین میکند، بلکه باید از روش های مشارکتی استفاده کنند و حتی در سال‌های اولیه زندگی کودک باید به وی یاد داد که اگر به یک تبلت نیاز دارد و قیمت آن ۱۰ میلیون تومان باشد، حتی اگر خانواده بخش بزرگی از آن را تامین کند،اما فرزند نیز باید از محل صرفه‌جویی هایی که برای پول تو جیبی هایش دارد، مشارکت داشته باشد و حدود ۱۰_۱۵ درصد آن را بپردازد.

کارشناس مسائل اجتماعی گفت: مشارکت در جوانان برای تامین نیازهایشان باعث ایجاد انگیزه می‌‌شود چون انگیزه به هدف نیاز دارد؛ وقتی که اینگونه مسیر های ساده ای برای فرزندانمان ترسیم کنیم، بچه ها می فهمند که اولاً هر چیزی که قرار است به دست بیاید، سریع بدست نمی آید،ثانیا بچه ها یاد می‌گیرند که باید اولویت بندی کنند یعنی اگر قرار است تبلتی داشته باشد مثلاً باید از هر هفته شهربازی یا سینما رفتن بکاهد و بخشی از آن را حذف کند تا بتواند بخش دیگری را به دست آورد؛ وقتی شما با این رویکرد و نگاه به مسئله نگاه کنید حتما فرزندتان صاحب معنا خواهد شد و برای این معنا هدف‌گذاری خواهد کرد و برای این هدف،انگیزه لازم را پیدا و در آن مسیر حرکت خواهد کرد.

شریفی یزدی بیان کرد: در بعد اجتماعی مهمترین کاری که باید صورت بگیرد این است که ما به جای شعار دادن های ریز و درشت، به جای عدد و آمارهایی که معمولاً از مسئولان می شنویم،باید یک فکر اساسی برای وضعیت اقتصادی نابسامان مشکل دار،رکود تورمی، بیکاری و…. داشته باشیم، چون ممکن است این فرصت هرگز تکرار نشود بنابراین مسئولان ما فرصت سوزی نکنند و هر چه سریعتر بدنبال راهکار باشند و اگر به هر دلیلی توان این کار را ندارند، مسئولیت این کار را به اشخاص دیگری واگذار کند که هرچه سریع تر این اتفاق رخ دهد که یقیناً پیامدهای اجتماعی مثبتی در پی خواهد داشت که یکی از مهمترین آنها مسئله ایجاد انگیزه در جوانان خواهد بود.

وی افزود: بّعد دیگر این مسئله به دستگاه تعلیم و تربیت مرتبط است؛ متاسفانه آموزش و پرورش ما با وجودی که ۱۶ هزار ساعت وقت فرزندان مارا ظرف ۱۲ سال در اختیار دارد، بهشدت در این زمینه ها ناکاراست و حتما در بخشی از انگیزه زایی به مقوله نحوه برخورد و نحوه عملکرد دستگاه تعلیم و تربیت از آغاز سال های تعلیم و تربیت در دوره‌های پیش دبستانی و دبستان تا پایان دیپلم و پس از آن نظام آموزش عالی باز میگردد و مجموعه آنها می‌تواند زمینه‌ساز باشد.

کارشناس مسائل اجتماعی گفت: حقیقت ماجرا این است که این بی انگیزه بودن در ابعاد فردی،خانوادگی و اجتماعی قابلیت فکر کردن دارد و ان شالله که همه چیز روند درست خود را طی کند.

انتهای پیام/