یادداشت؛
داغی بر دل، خرجی بر دوش
داغ از دست دادن عزیز بهاندازه کافی سنگین است اما گاهی رسمهای پرهزینه خاکسپاری و نگرانی از حرف مردم، غمی دیگر به دل خانوادههای داغدار میگذارد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، فاطمه بیرانوند فعال رسانهای نوشت: گاهی رفتن به مراسم خاکسپاری آدم را به فکر فرومیبرد. وقتی عزیزی را به خاک میسپارند برای لحظاتی به رفتن خودمان فکر میکنیم، به اینکه روزی نوبت ما هم میرسد و از این دنیا چیزی جز خاطره و نامی باقی نمیماند. در آن لحظات خیلی از دلمشغولیهای روزمره بیاهمیت به نظر میرسند. با خودمان فکر میکنیم که کاش قدر همدیگر را بیشتر بدانیم و در روزهای سخت، باری از دوش هم برداریم.
اما گاهی همین فکرها خیلی زود فراموش میشوند. هنوز مراسم خاکسپاری تمام نشده، حرف از ناهار و پذیرایی به میان میآید و خانوادهای که داغدار است باید نگران تدارکات مراسم هم باشد. انگار در کنار غم ازدستدادن عزیزش، مسئولیت سنگین دیگری هم بر دوشش گذاشته میشود؛ اینکه مبادا پذیراییاش کموکاستی داشته باشد و کسی پشت سرش حرفی بزند.
در لرستان رسم است ظهر روز خاکسپاری صاحبعزا برای حاضران ناهار تهیه کند. شاید این رسم درگذشته با نیت احترام به مهمانان و خیرات برای متوفی انجام میشده، اما وقتی به یک انتظار عمومی تبدیل شود، میتواند برای خانوادهها دردسرساز باشد. بهخصوص در این روزگار که گرانی، دخلوخرج بسیاری از مردم را بههمریخته و تأمین هزینههای معمول زندگی هم آسان نیست.
در چنین شرایطی بعضی خانوادهها برای اینکه بهقولمعروف سنگ تمام بگذارند، گوشت گاو و گوسفند تهیه میکنند و بعضی دیگر که توان مالی کمتری دارند، به مرغ بسنده میکنند. مشکل اینجاست که گاهی همین تفاوت، دستاویز مقایسه و قضاوت میشود. یکی توان بیشتری دارد و سفره رنگینتری میچیند، دیگری باید با حسابوکتاب و نگرانی هزینهها را جور کند. مگر میشود داغ یک خانواده را با خانواده دیگر مقایسه کرد؟ مگر کسی که توان خرید گوشت ندارد، کمتر عزادار است؟ چرا باید خانوادهای که عزیزش را ازدستداده، نگران این باشد که دیگران درباره نوع غذای مراسمش چه فکری میکنند؟
ماجرا به ناهار ختم نمیشود. گاهی میوه، خرما، شیرینی و دیگر اقلام را در بستهبندیهای مخصوص آماده میکنند و سر مزار میان حاضران پخش میکنند. اصل پذیرایی ایرادی ندارد بلکه حرف بر سر زمانی است که این کار از حد توان و نیاز فراتر میرود و به رقابتی برای نشاندادن دارایی و موقعیت خانوادگی تبدیل میشود. وقتی هدف این باشد که کسی نگوید فلانی برای عزیزش کم گذاشت، دیگر معلوم نیست اینهمه خرج برای آرامش صاحبعزا و احترام به متوفی است یا برای راضی نگهداشتن نگاه دیگران.
در حالی که اطرافیان میتوانند با تهیه غذا و کمک در کارهای مراسم بخشی از بار این مصیبت را کم کنند، گاهی خودشان به مهمانانی تبدیل میشوند که پذیرایی از آنها هزینه و زحمت روی دست خانواده داغدار میگذارد.
این در حالیست که در احادیث هم خرجتراشی برای خانواده داغدار نهی شده است. امام صادق (ع) میفرماید: غذاخوردن نزد خانواده مصیبتدیده از رفتارهای جاهلیت است و سنت، فرستادن غذا برای آنان است.
کسی که عزیزی را ازدستداده نباید دغدغه پذیرایی از دیگران را داشته باشد بلکه سنت درست این است که اقوام، همسایهها و آشنایان به کمکش بیایند و التیامبخش این روزهای سخت باشند. حالا که بسیاری از خانوادهها زیر فشار هزینههای زندگی هستند، چه ضرورتی دارد رسمهایی را ادامه دهیم که گاهی مردم را به قرض گرفتن و تحمیل هزینههای اضافی وادار کنیم؟
قرار هم نیست همه سنتهای دیرینه را کنار بگذاریم چراکه بسیاری از این رسمها ریشه در محبت و همبستگی مردم دارند. اما باید میان رسم خوب و عادتی که به چشموهمچشمی کشیده شده، تفاوت گذاشت. اگر هم کسی توان مالی دارد و میخواهد هزینهای کند، چهبهتر که بخشی از آن را به نیت متوفی صرف کمک به نیازمندان کند؛ کاری که اثرش از یک پذیرایی پرهزینه ماندگارتر است.
بزرگان فامیل، معتمدان محلی، روحانیون و فعالان فرهنگی میتوانند در اصلاح این رسوم نقش داشته باشند. گاهی یک تذکر بهموقع و یک توافق ساده میان مردم کافی است تا خانواده داغدار مجبور نباشد برای حفظ آبرو، بیشتر از توانش هزینه کند.
روز خاکسپاری، روز مسابقه بر سر سفره رنگین و بستههای پذیرایی نیست. روزی است که باید دست خانواده داغدار را گرفت و اجازه داد با غم خودش کنار بیاید. بیایید بهجای اینکه بپرسیم چه غذایی دادند و چه چیزی سر مزار پخش کردند، از خودمان بپرسیم برای سبک کردن بار مصیبتشان چه کردیم. داغ ازدستدادن عزیز، بهاندازه کافی سنگین است دیگر با چشموهمچشمی سنگینترش نکنیم.
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!