حالت تاریک
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری سفیر افلاک هستید؟
مهندسی فرسایش اقتدار از درون
یادداشت؛

مهندسی فرسایش اقتدار از درون

حمله اخیر به سیدعباس عراقچی، فراتر از یک اختلاف سیاسی است و نشانه‌ای از تلاش برای فرسایش اقتدار ملی از درون؛ تغییر پارادایم سکولیبرال‌ها، می‌تواند نقاب دشمن باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیرافلاک»، محمودرضا عبدی، کارشناس مسائل سیاسی نوشت: حمله‌ هماهنگ اخیر به سیدعباس عراقچی، آن هم در حساس‌ترین مقطع پرونده‌های دیپلماتیک کشور، یک اختلاف‌نظر ساده سیاسی نیست. وقتی رسانه‌های جریان اصلاحات می‌نویسند «عراقچی باید فورا از همه پرونده‌های حساس کنار گذاشته شود»، باید پرسید: مسئله، شخص عراقچی است یا منطقی که نمایندگی می‌کند؟ واقعیت روشن است؛ عراقچی تا زمانی مطلوب بود که تصور می‌کردند در زمین «مذاکره‌ بدون قدرت» بازی خواهد کرد. اما از جایی که بر خطوط قرمز ایستاد، از قدرت نظامی کشور گفت، از مقاومت دفاع کرد و پیام ضعف به غرب نداد، ناگهان شد «مانع چانه‌زنی». این حملات نه از سر دلسوزی، بلکه دقیقاً به دلیل مواضع محکم اوست.

در همین چارچوب باید به یک واقعیت مهم توجه کرد. ترامپ پیشنهاد نشست سه‌جانبه با میانجیگری اردوغان را پذیرفته و قرار است مذاکرات با محوریت ترکیه و با حضور ایران به‌زودی آغاز شود. این یعنی طرف مقابل، برخلاف هیاهوی رسانه‌ای، ایرانِ مقتدر را به رسمیت شناخته و بدون حذف دیپلمات‌های باصلابت، امکان تحمیل خواسته‌های خود را نمی‌بیند. در چنین شرایطی، اصرار بر کنار گذاشتن عراقچی، نه مدیریت بحران، بلکه ارسال پالس ضعف در آستانه مذاکره است.

این پازل وقتی کنار مصاحبه محمدجواد ظریف با نشریه فارن پالسی قرار می‌گیرد، کامل‌تر می‌شود؛ جایی که صراحتاً از «لزوم تغییر پارادایم نظام» سخن گفته می‌شود؛ واژه‌ای شیک، اما با محتوایی خطرناک. تغییر پارادایم یعنی چه؟ یعنی پذیرش سلطه و باج‌خواهی آمریکا؟ یعنی به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس؟ یعنی کنار گذاشتن انرژی هسته‌ای بومی که با خون شهدای دانشمند به دست آمده؟ یعنی تضعیف قدرت موشکی و بازدارندگی دفاعی؟ و در نهایت، خاموش کردن چراغ اقتدار ایران به بهای چند لبخند دیپلماتیک بی‌ضمانت؟ این همان مسیری است که یک‌بار با نام «برجام» تجربه شد و هزینه‌هایش هنوز بر دوش مردم سنگینی می‌کند.

امروز همان جریان، با ادبیات تازه بازگشته است: «تغییر پارادایم»، «فریز بحران» و «پیام مثبت به خارج». ایران امروز در آستانه فتنه‌ای پیچیده‌تر از جنگ اقتصادی، فرهنگی و حتی اغتشاشات اخیر قرار دارد؛ فتنه‌ای ترکیبی که بر دو‌قطبی‌سازی جامعه، فرسایش امید و تضعیف اقتدار ملی سوار شده است. بیانیه‌های پی‌درپی جبهه اصلاحات، از آزادی مهره‌های امنیتی تا محدودسازی نیروهای مسلح، همگی در یک خط مشترک قرار می‌گیرند: تضعیف ستون‌های اقتدار ایران از درون.

اینجاست که کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت ۲۹۵ نهج‌البلاغه معنا پیدا می‌کند: «دشمنانت سه گروه‌اند: دشمن تو، دشمن دوستت، و دوست دشمن تو.» خطرناک‌ترین دشمن، همان دوست دشمن است؛ کسی که نقاب خیرخواهی دارد، اما در مسیر دشمن حرکت می‌کند.

دستاورد ایران امروز یعنی کشوری که سال‌ها ابزار فشار آمریکا در منطقه بود، امروز حتی اجازه استفاده از خاک خود علیه ایران را نمی‌دهد. این اعتراف عملی به قدرت ایران است؛ محصول موشک، بازدارندگی و مقاومت، نه عقب‌نشینی. اف بر کسانی که در بزنگاه‌های تاریخی، به‌جای انسجام، تیغ بر وحدت ملت می‌کشند و تسلیم را عقلانیت جا می‌زنند. تاریخ درباره آنان قضاوت خواهد کرد.

اما بدانید؛ این فشارها می‌گذرد. ملت ایران، ملتی است که هرگاه چراغ‌ها را خاموش کردند، از دل تاریکی روشنایی ساخت؛ هرگاه بار مشکلات سنگین شد، خم نشد، بلکه استوارتر ایستاد؛ و هرگاه خیال کردند ایران تمام شده، ققنوس‌وار از خاکستر برخاست. آگاه باشیم: تغییر پارادایم سکولیبرال‌ها، همان تغییر نقاب دشمن است.

راه عبور از این فتنه‌ها، نه عقب‌نشینی است و نه بازی با واژه‌ها؛ راه عبور، ایستادگی آگاهانه، شجاعت عقلانی و وفاداری صادقانه به آرمان‌های نظام و خون پاک شهداست. شهدا رفتند تا ایران بماند؛ مستقل، مقتدر و سربلند.

اولاد حسینیم و لثارات دم ماست؛ جمهوری اسلامی ایران حرم ماست.

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!