فرازی از وصیتنامه شهید «رحمتالله دهقان»؛
اميدوارم راه من را فراموش نكنيد
شهید «رحمتالله دهقان» در وصیتنامه خود نوشته است: از پدر و مادر و خواهران و برادرانم و خويشانم میخواهم كه راه و خط امام را دنبال كنند و اميدوارم كه راه من را فراموش نكنيد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، شهید «رحمتالله دهقان» اول ارديبهشت ۱۳۳۵، در روستای كرتيلان از توابع شهرستان ازنا به دنيا آمد. پدرش نعمتالله، كشاورز بود و مادرش حليمه نام داشت. تا پايان دوره راهنمايی درس خواند. سال ۱۳۵۷ ازدواج كرد و صاحب يک پسر و يک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. سيزدهم اسفند ۱۳۶۲، با سمت مسئول عمليات تيپ ۵۷ در تنگه چزابه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. پيكرش را در شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.
وصیتنامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحيم
الذين هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه و اولئک هم الفائزون
آنان كه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد كردند، آنها نزد خدا مقام والايی دارند و آنان بهخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
الذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا. آنان كه در راه ما بكوشند ما راه خويش را به آنان مینمايانيم.
بسم رب الشهدا و الصالحين
بهنام او كه همه چيز من از اوست. بهنام او كه زندگیام در جهت اوست و زنده به اويم و بهنامش كه زندگی من به خاطر اوست و شدنم در جهت اوست. معشوق و معبود و مرادم اوست و اينجاست كه میگويم خدا را شكر میكنم كه سالها عمرم تا فرا رسيدن يومالله قرار داده شده و اكنون نيز يومالله ديگری است كه يومالله حسين (ع) است و همان یومالله كه در هزار و سیصد و چند سال پيش از اين در ميدان شهادت در آن فضای داغ و خونين كسی به فريادت نرسيد و ندای تو را لبيک نگفت.
ما پيروانت در فضای گرم و خونين ايرانزمين دست مردانگی مشت كرده و ندای غريبی و تنهائيت را لبيک میگوئيم. حسين جان لبيک و ای اسلام لبيک و ای زاده حسين لبيک، ای پيشتاز و ای رهبر لبيک و اين روش يک عاشق حقيقی است. بايد اينگونه باشم كه كار حسينی كردهايم و پرچم حسين را ياور گشتهايم و غير از اين يزيدی هستيم.
اميد است كه راه امام امت، خمينی كبير را كه راه حسين و انبياء و صراط مستقيم است پيش گيريم و تا آخرين قطره خون هم از هيچ كوششی دريع ننمائيم. از درگاه خداوند بزرگ میخواهم كه امام عزيز خمينی كبير را تا فرج امام زمان (عج) حفظ كند.
باری دعا به جان هم يادتان نرود. من خواهشی كه از ملت شهيدپرور ايران دارم اين است كه پشت امام را خالی نكنيد و من از پدر و مادر و خواهران و برادرانم و خويشانم میخواهم كه راه و خط امام را دنبال كنند و اميدوارم كه راه من را فراموش نكنيد.
تو ای همسر مهربان و باوفايم اميدوارم كه برای من ناراحت نباشی، مرا حلال كنی و ببخشی. من همسر باوفايی برای تو نبودم. چه میشود كرد؟ خدمت در راه خداست و اسلام عزيزمان است و خمينی كبير ابراهيم زمان ياور مستضعفان است. اميدوارم كه همديگر را در آن دنيا ملاقات كنيم و خواهش من از تو همسرم اين است كه يگانه فرزندم دختر عزيزم و جگرگوشهام ليلا را درست تربيت كنی و تحويل اسلام بدهی و همان راهی را كه زينب گرامی رفت ليلا دختر من هم برود.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!