مربی پیشکسوت رانندگی در گفتگوی تفصیلی مطرح کرد:
کلاچ، نبضِ مهارت در کالبد رانندگی
عزیزالله دلشادیان مربی پیشکسوت رانندگی گفت: بزرگترین مانع هنرجویان امروز، استرس کاذب است؛ درحالیکه رانندگی ایمن، بیش از هر مدرکی، به تسلط بر کلاچ و آرامش پشت فرمان نیاز دارد.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، آموزش رانندگی طی سه دهه اخیر دستخوش تغییرات فنی و اجتماعی بسیاری شده است؛ از تغییر کیفیت خودروها تا تغییر روحیات نسلهای جدید.
عزیزالله دلشادیان، مربی باسابقه که پیشازاین ۳۰ سال سابقه فعالیت نظامی داشته و سالها در کسوت مربیگری به آموزش پرداخته اکنون ۱۱ سال است از صندلی مربیگری فاصله گرفته و در دفتر آموزشگاه به فعالیت مشغول است. اکنون پس از سالها فاصله از آموزش رانندگی، نگاهی به روند این حرفه دارد.
این گفتگو به بررسی دغدغههای این حرفه، چالشهای معیشتی مربیان و تفاوتهای نسلی رانندگان در طول این سالها میپردازد.
با نگاهی به ۳۰ سال فعالیت در حوزه آموزش رانندگی، روند این حرفه را از گذشته تا امروز چطور ارزیابی میکنید و چه چیزی در این مسیر برای شما بهعنوان یک مربی پررنگتر است؟
حقیقت این است که آن روزها کار را با شوق انجام میدادیم. همیشه بر حسب وجدان، تا جایی که در توان بود انجاموظیفه میکردم؛ چون نتیجه کار، یعنی آموزش صحیح یک راننده، هم به نفع خود هنرجو بود و هم امنیت جادهها. برای من مهم بود که کارآموز در پایان دوره، مهارت لازم را کسب کند. هنوز هم کارآموزان قدیمی را میبینم که پیگیر مسائل آموزش هستند. اینکه میبینم خروجیهای آن دوران همچنان در رانندگی رعایت اصول را مدنظر دارند، برای من بازخورد مهمی از آن سالهاست.
در بحث تفاوتهای حرفهای، مربیان امروز با چه چالشهای ساختاری مواجه هستند که شاید درگذشته کمتر به چشم میآمد؟
مربیهای امروز هم وظیفهشان را انجام میدهند اما شرایط سختتر شده است. هزینههای نگهداری خودرو و استهلاک قطعات بسیار بالا رفته و این موضوع فشار مضاعفی بر مربی وارد میکند. ازسویدیگر، فقدان چتر حمایتی مثل بیمه، از دغدغههای جدی است؛ مربی باید خودش هزینههای بیمه را تأمین کند.
نیاز است کانون آموزشگاهها یا نهادهای مسئول برای بحث بیمه و تأمین قطعات خودروهای آموزشی تدبیری بیندیشند تا این شغل از نظر معیشتی ثبات بیشتری داشته باشد.
شما ۳۰ سال تجربه نظامی داشتید و سپس وارد آموزش رانندگی شدید. انتقال از آن فضا به فضای آموزش رانندگی چگونه بود؟
بعد از بازنشستگی نظامی، به این شغل روی آوردم چون به آن علاقه داشتم. آن زمان آموزشها با خودروهایی مثل پیکان بود که رانندگی با آنها دقت و توان بدنی بیشتری میطلبید. خودروها امروز نرمتر شدهاند اما اصل آموزش همان است.
بااینحال تأکید میکنم که ۱۲ جلسه آموزش آموزشگاه برای «راننده ماهرشدن» کافی نیست؛ راننده حتماً باید بعد از اتمام دوره، تمرین و ممارست داشته باشد. طبق دستورالعمل هم حضور یک نفر کنار راننده تازهکار تا یک سال الزامی است که نشاندهنده همین نیاز به تداوم آموزش است.
در طول سه دهه، تفاوت رفتاری نسلهای مختلف رانندگان را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا تفاوت محسوسی در نحوه یادگیری یا فرمانپذیری آنها وجود دارد؟
جوانهای قدیم تمرکز و فرمانپذیری بیشتری داشتند. نسل امروز باوجود دسترسی به امکانات بهتر، گاهی دچار نوعی خودرأیی در رانندگی است. البته همه اینطور نیستند و هنرجویان مستعد هم داریم، اما رفتارهای پرخطر یا رانندگی بدون گواهینامه در میان برخی از جوانان امروزی بیشتر دیده میشود که تا حدی ناشی از هیجانات کاذب است.
در طول این ۳۰ سال، آیا مورد خاصی از هنرجویان یا موقعیتهای پیشبینینشده در حین آموزش برایتان پیش آمد که در ذهن مانده باشد؟
بله، هنرجویان بسیاری بودند که باعلاقه فراوان برای یادگیری تلاش میکردند. بهترین دستاورد من در این سالها، دیدن نتیجه آموزشها در عملکرد صحیح آنها بعد از دریافت گواهینامه بود. موقعیتهای حساس هم کم نبودند، اما با مدیریت و صبر، همیشه سعی میکردم آموزش در فضایی آرام و بهدوراز تنش پیش برود.
یکی از چالشهای رایج، «ردشدن» هنرجویان در آزمون شهری است. از دیدگاه شما، عامل اصلی این موضوع چیست؟
بیشترین عامل، استرس است. وقتی هنرجو کنار افسر مینشیند، دچار تنش میشود، لرزش پا پیدا میکند و کنترل پدالها را از دست میدهد که منجر به خاموششدن ماشین میشود. من همیشه میگفتم باید افسر را مانند عضوی از خانواده دانست؛ اگر هنرجو بتواند بر استرس غلبه کند و قوانین را بهدرستی اجرا کند، قبولی در آزمون دشوار نیست.
شما به موضوع «شوتیبازی» و رفتارهای پرخطر در رانندگی اشاره کردید. نگاه شما بهعنوان یک مربی پیشکسوت به این سبک رانندگی چیست؟
من همیشه به کارآموزان میگفتم که رانندگی خوب، نشاندهنده شخصیت شماست. تأکید میکردم که اگر رانندگی درست انجام شود، همه از آن بهره میبرند و دعای خیر دیگران بدرقه راه خواهد بود. هنرجویانی که این موضوع را درک کردند، خودشان مروج رانندگی ایمن شدند و همین موضوع باعث میشود چرخه آموزش درست، تداوم پیدا کند.
اگر قرار باشد تنها در یک ساعت به یک نفر مهارت کلیدی را یاد دهید، آن چه خواهد بود؟
«عمل کلاچ»؛ تسلط بر کلاچ در سربالایی و سرازیری، قلب تپنده رانندگی است. این مهارت پایه است و بدون آن، رانندگی ایمن ممکن نیست. بارها تأکید داشتم که هنرجو باید شخصاً ساعتها روی این مهارت کار کند.
بزرگترین ترس هنرجویانی که ثبتنام میکنند، ردشدن در آزمون توشهری و استرسی است که موقع حضور افسر آزمونگیرنده دارند؛ آیا فوتوفن یا راز کوزهگری خاصی در آزمون عملی وجود دارد که دست و پایشان نلرزد؟
ترس در شروع کار طبیعی است؛ هیچکس از ابتدا راننده حرفهای نبوده. تنها راه غلبه بر این ترس، تمرین است. رانندگی یک هنر است که بااحتیاط و رعایت قوانین معنا پیدا میکند. باپشتکار، این مهارت بهتدریج به عادت تبدیل میشود و آن ترس اولیه از بین میرود.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!