سفیرافلاک گزارش میدهد؛
جنایات پهلوی از سرکوب فرهنگ تا خشکسالی سیستان
رژیم پهلوی با سرکوب فرهنگ و تحمیل سبک زندگی فرنگی، هویت ایرانی - اسلامی مردم را هدف گرفت و همزمان با بیتوجهی به منابع حیاتی مانند رود هیرمند، زندگی مردم سیستان و بلوچستان را تحتفشار خشکسالی و محرومیت قرارداد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سفیرافلاک»، تاریخ ایران معاصر پر از تحولات و تصمیمات سیاسی است که زندگی مردم را تحتتأثیر قرار داده است. یکی از تاریکترین دورهها، زمان پهلوی است که در دو عرصه مهم فرهنگی و اجتماعی، اثرات بلندمدتی بر جامعه برجای گذاشت.
رضاخان با عنوان «نوگرایی» و «تجدد»، تغییرات شتابزدهای اعمال کرد که بسیاری از مظاهر فرهنگ اسلامی و ایرانی را هدف گرفت و بهجای استفاده از ظرفیت فرهنگ بومی، نسخهای تقلیدی از غرب را به جامعه تحمیل کرد. فشارهای قانونی و نظامی برای تغییر سبک زندگی و پوشش، شکاف فرهنگی و بحران هویت ایجاد کرد و آثار آن تا امروز مشهود است.
همزمان، در حوزه اجتماعی و محیطزیستی، رژیم پهلوی بیتوجهی خود را به مناطق محروم ایران نشان داد. رود هیرمند، یکی از منابع حیاتی آب شرق ایران، همواره محل اختلاف ایران و افغانستان بوده و سهم ایران از این رود در دوران پهلوی بارها کاهش یافت. خشکسالیهای مکرر، مهاجرت اجباری مردم سیستان و آسیب به دریاچه هامون، پیامد مستقیم این سیاستها بود.
تجربه تاریخی رژیم پهلوی، از سرکوب فرهنگ و تحمیل سبک زندگی فرنگی تا تضییع حقوق مردم مناطق محروم، میراثی ناتمام و پیامدهایی بلندمدت بر زندگی و محیطزیست ایران برجای گذاشته است.
خشکسالیهای پیدرپی، مهاجرت اجباری و کاهش سهم ایران از منابع حیاتی آب، همراه با شکاف فرهنگی و بحران هویت، نشان میدهد که تصمیمات این رژیم نهتنها زندگی روزمره مردم را تحتتأثیر قرارداد، بلکه آثار آن تا امروز نیز باقیمانده است.
بررسی دقیق این اقدامات برای نسل امروز درس مهمی است و اهمیت بسیاری دارد تا ضمن درک مشکلات فعلی، از تکرار چنین سیاستهایی جلوگیری و راهکارهای حقوقی، فرهنگی و محیطزیستی برای حفظ هویت و منابع طبیعی ایران ارائه شود.
ضرورت پایبندی به حقوق مردم، احترام به فرهنگ و منابع طبیعی و جلوگیری از تصمیمات تحمیلی که امنیت و رفاه جامعه را تهدید میکند، هرگز نباید فراموش شود.
اثرات بلندمدت تحمیل سبک زندگی رضاخان
چنگیز جوانمرد، تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سفیرافلاک» اظهار داشت: رضاخان در سال ۱۲۹۹ خورشیدی با کودتا به قدرت رسید و در سال ۱۳۰۵ شمسی تاجگذاری کرد. او اصلاحات برنامهریزیشدهای را باهدف تثبیت قدرت و مدرنیزاسیون ایران آغاز کرد، اما این اقدامات اغلب شتابزده و با تحمیل بود. فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی در جامعه ریشه عمیقی داشت و نفوذ روحانیون بسیار بود، اما رضاخان با محدودکردن علما و نهادهای دینی، تلاش کرد تا پایههای سنتی جامعه را تضعیف کند.
وی افزود: یکی از مهمترین اقدامات او، تحمیل پوشش و سبک زندگی فرنگی بود. مردان وادار به کنارگذاشتن لباسهای سنتی شدند و زنان تحتفشار قانونی و اجتماعی مجبور به رهاکردن چادر و حجاب شدند. این اقدامات نه از مسیر اقناع، بلکه بازور و سرکوب اعمال شد و در برخی شهرها مقاومت مردمی با خشونت پاسخ داده شد. بسیاری از مردم، بهویژه در شهرها و روستاهای سنتی، در برابر تغییرات مقاومت میکردند، اما پاسخ رژیم، خشونت و محدودیتهای قانونی بود.
این تحلیلگر سیاسی عنوان کرد: رضاخان همچنین با محدودکردن فعالیتهای فرهنگی و مذهبی، آموزشوپرورش و هنرهای سنتی، تلاش کرد یک جامعه نوگرا بسازد که به نسخه تقلیدی غرب پایبند باشد. مدارس و دانشگاهها تحت نظارت دولت قرار گرفتند و بسیاری از برنامههای آموزشی، بهویژه آنهایی که بر فرهنگ بومی و دینی تأکید داشتند، محدود یا تعطیل شدند. این سیاستها باعث شد بخش قابلتوجهی از جامعه دچار دوگانگی فرهنگی شود؛ از یک سو ریشههای سنتی و مذهبی داشتند و از سوی دیگر تحتفشار دولت به پذیرش الگوهای غربی و بیگانه وادار میشدند.
وی یادآور شد: پیامدهای این سیاستها نهتنها کوتاهمدت، بلکه بلندمدت بودند. شکاف فرهنگی ایجاد شد، حساسیتها نسبت به هویت جمعی و مذهبی افزایش یافت و مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی شکل گرفت. وابستگی فکری رضاخان به غرب باعث شد، نسخهای از نوگرایی ارائه شود که نه خلاقانه بود و نه متکی بر فرهنگ بومی بلکه نسخهای، سطحی و تقلیدی بود که توان مقابله با واقعیتهای جامعه ایران را نداشت.
جوانمرد با اشاره به اینکه تأثیر این سیاستها تا امروز مشهود است تأکید کرد: زخمهایی که بر پیکر فرهنگ ایرانی - اسلامی وارد شد، هنوز التیام نیافته است و آثارش در سبک زندگی، نگرشهای فرهنگی و حساسیتهای اجتماعی دیده میشود. بسیاری از مشکلات و دوگانگیهای فرهنگی موجود در جامعه، ریشه در همین دوران دارد که تحمیل فرهنگ بیگانه، سرکوب سنتها و محدودکردن دین، بخش بزرگی از جامعه را دچار بحران هویت کرد.
حقابه هیرمند میراث ناتمام ایران و تضییع پهلوی
اسفندیار باقری، استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سفیرافلاک»، اظهار داشت: رود هیرمند، از کوه بابا در افغانستان سرچشمه میگیرد و پس از طی حدود هزار کیلومتر به دریاچه هامون میرسد. این رودخانه نهتنها حیاتی برای کشاورزی، بلکه شریان حیاتی زندگی مردم شرق ایران است و همواره میان ایران و افغانستان محل اختلاف بوده است.
وی افزود: در سال ۱۲۳۵ خورشیدی، بخشی از منطقه تاریخی سیستان بر اساس قرارداد پاریس از ایران جدا شد و نیروهای ایرانی شهر هرات را ترک کردند. ایران متعهد شد رأی بریتانیا را در اختلافات خود با حاکم هرات بپذیرد. به دلیل عدم تعیین مرزهای دقیق و تجاوزات حاکم هرات، ایران در دوران ناصرالدینشاه با بریتانیا مکاتبه کرد تا مرزها مشخص شود.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در سال ۱۲۵۱ خورشیدی، ژنرال گلد اسمیت برای حل اختلافات به ایران آمد و رأی داد که رود هیرمند مرز ایران محسوب شود و تقسیم آب به نسبت ۵۰ درصد برای هر طرف باشد. همچنین طرف افغان نباید سازههای آبی بسازد که سهم ایران را کاهش دهد.
وی ادامه داد: بااینحال، اختلافات بر سر منطقه نیزار و ساخت سد در مناطق افغانستان، موجب کاهش سهم ایران و آغاز خشکشدن دریاچه هامون شد. حکم مک ماهون حتی سهم ایران را به یکسوم کاهش داد، اما دولت ایران آن را نپذیرفت و مردم سیستان اعتراض کردند.
وی خاطرنشان کرد: با آغاز سلطنت رضاشاه، مذاکرات میان ایران و افغانستان آغاز شد، اما به دلیل اختلافات و پافشاری هر دو طرف، توافقی حاصل نشد. در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، ایران بخشی از خاک خود را به افغانستان واگذار کرد. سپس توافقنامه سعدآباد در سال ۱۳۱۶ میان ایران، افغانستان، ترکیه و عراق امضا شد و سهم ایران از آب هیرمند ۵۰ درصد تعیین شد. افغانستان متعهد شد سد احداث نکند، اما این توافق در مجلس افغانستان تصویب نشد.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: در سالهای بعد، خشکسالیهای مکرر در دریاچه هامون، مهاجرت هزاران نفر از مردم سیستان و فشارهای سیاسی و اقتصادی خارجی، زندگی مردم را بهشدت تحتتأثیر قرارداد. ایران حتی به سازمان ملل شکایت کرد، اما به درخواست ایالات متحده از آن منصرف شد. فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا و غرب باعث شد سهم ایران تنها ۱۰ درصد شناسایی شود که ایران آن را قبول نکرد.
وی با بیان اینکه در سال ۱۳۵۰، دوباره خشکسالی رخ داد و مذاکرات جدیدی انجام شد، تصریح کرد: در سال ۱۳۵۱، قراردادی بین ایران و افغانستان امضا شد، اما به گفته اسدالله علم، این قرارداد ننگین بود. در دوران انقلاب اسلامی و اشغال افغانستان در همان سالها، مذاکرات ناتمام باقی ماند و مشکلات مربوط به حقابه هیرمند و دریاچه هامون برای نسلهای بعدی به یادگار ماند.
جوانمرد بیان کرد: این تاریخچه نشان میدهد که رژیم پهلوی، چه در حوزه فرهنگی و چه در حوزه اجتماعی - منطقهای و محیطزیستی، منافع مردم ایران را قربانی اهداف سیاسی و منطقهای کرد. پیامدهای این اقدامات، از تخریب هویت فرهنگی و مذهبی گرفته تا تضییع منابع حیاتی و محرومیت مناطق مرزی، همچنان در یاد و زندگی مردم ایران باقیمانده و یادآور اهمیت حفاظت از حقوق مردم و منابع ملی است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!